تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
آيات كتاب آسمانى را دريافت داشتند اما بر اثر طول زمان قلبهاى آنها به قساوت گرائيد ؟ لذا در طول تاريخ افراد بسيار آلوده اى را مىبينيم كه با شنيدن اين آيه چنان تكان خوردند كه در يك لحظه با تمام گناهان خود وداع گفتند ، و حتى بعضا در صف زاهدان و عابدان قرار گرفتند ، از جمله سرگذشت معروف فضيل بن عياض است . « فضيل » كه در كتب رجال به عنوان يكى از راويان موثق از امام صادق ع و از زهاد معروف معرفى شده و در پايان عمر در جوار كعبه مىزيست و همانجا در روز عاشورا بدرود حيات گفت در آغاز كار راهزن خطرناكى بود كه همه مردم از او وحشت داشتند . از نزديكى يك آبادى مىگذشت دختركى را ديد و نسبت به او علاقه مند شد عشق سوزان دخترك فضيل را وادار كرد كه شب هنگام از ديوار خانه او بالا رود و تصميم داشت به هر قيمتى كه شده به وصال او نائل گردد ، در اين هنگام بود كه در يكى از خانه‌هاى اطراف شخص بيداردلى مشغول تلاوت قرآن بود و به همين آيه رسيده بود : * ( أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّه ) * . . . اين آيه همچون تيرى بر قلب آلوده فضيل نشست ، درد و سوزى در درون دل احساس كرد ، تكان عجيبى خورد ، اندكى در فكر رفت اين كيست كه سخن مىگويد ؟ و به چه كسى اين پيام را مىدهد ؟ به من مىگويد : اى فضيل ! « آيا وقت آن نرسيده است كه بيدار شوى ، از اين راه خطا برگردى ، از اين آلودگى خود را بشويى ، و دست به دامن توبه زنى ؟ ! ناگهان صداى فضيل بلند شد و پيوسته مىگفت : بلى و اللَّه قد آن ، بلى و اللَّه قد آن ! : به خدا سوگند وقت آن رسيده است ، به خدا سوگند وقت آن رسيده است » ! او تصميم نهايى خودش را گرفته بود ، و با يك جهش برقآسا از صف اشقيا