همان كسى كه در بوته امتحانات مختلف قرار گرفت ، و حتى فرزندش را به فرمان خدا به قربانگاه برد و كارد بر گلوى او گذارد ، و از تمام اين امتحانات سربلند و سرفراز بيرون آمد و مقام والاى رهبرى خلق را به او عطا فرمود چنان كه در آيه 124 سوره بقره مىخوانيم : وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً : « به خاطر بياور زمانى را كه خداوند ابراهيم را با دستوراتى آزمود ، و او از عهده همه اين امتحانات برآمد و آنها را تكميل كرد و خداوند به او فرمود من تو را پيشواى مردم قرار دادم » .
بعضى از مفسران در توضيح اين آيه گفتهاند بذل نفسه للنيران ، و قلبه للرحمن و ولده للقربان و ما له للاخوان : « ابراهيم در راه خدا تن را به آتش سپرد و قلبش را به خدا ، و فرزندش را به قربانى ، و اموالش را به برادران و ياران » ( 1 ) .
« آيا با خبر نشده است كه در تمام اين كتب آسمانى اين حكم نازل شده كه هيچكس بار گناه ديگرى را بر دوش نمىكشد » ؟ ! ( * ( أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ) * ) .
« وزر » در اصل از « وزر » ( بر وزن خطر ) گرفته شده كه به معنى پناهگاههاى كوهستانى است ، سپس واژه « وزر » به بارهاى سنگين اطلاق گرديده به خاطر شباهتى كه با سنگهاى عظيم كوه دارد ، و بعد از آن به گناه نيز اطلاق شده چرا كه بار سنگينى بر دوش انسان مىنهد .
منظور از « وازره » انسانى است كه تحمل وزر مىكند ( 2 ) .
هامش
( 1 ) « روح البيان » جلد 9 صفحه 246 .
( 2 ) مؤنث بودن « وازره » به خاطر اين است كه وصف براى « نفس » است كه محذوف شده ، و همچنين مؤنث بودن اخرى .