آسمانى پيشين نيز به عنوان اصول مسلمى شناخته شده است :
الف - هر كس مسئول گناهان خويش است .
ب - بهره هر كس در آخرت همان سعى و كوشش او است .
ج - خداوند به هر كس در برابر عملش جزاى كامل مىدهد .
و به اين وسيله قرآن خط بطلان بر بسيارى از اوهام و خرافات كه عوام مردم دارند ، و يا احيانا در بعضى از مذاهب به صورت يك عقيده درآمده است مىكشد .
قرآن از اين طريق نه تنها عقيده مشركان عرب را در زمان جاهليت كه معتقد بودند يك انسان مىتواند گناهان ديگرى را بر عهده گيرد نفى مىكند ، بلكه قلم سرخ بر اعتقاد معروفى كه ميان مسيحيان رائج بوده و هست مىكشد كه مىگويند : خداوند فرزندش مسيح را به دنيا فرستاد تا بالاى دار رود ، و زجر و شكنجه بيند و بار گناه گنهكاران را بر دوش كشد ! همچنين اعمال زشت گروهى از كشيشان را كه در قرون وسطى مغفرت - نامه و اوراق استحقاق بهشت را مىفروختند ، و امروز هم به مساله گناه بخشى ادامه مىدهند ، محكوم مىنمايد .
منطق عقل نيز همين را اقتضا مىكند كه « هر كسى مسئول اعمال خويش ، و منتفع به اعمال خويش باشد » .
اين اعتقاد اسلامى سبب مىشود كه انسان بجاى پناه بردن به خرافات ، و يا گناه خويش را به گردن اين و آن افكندن ، به سراغ سعى و تلاش و كوشش در اعمال خير برود ، و از گناه بپرهيزد ، و هر گاه لغزشى براى او رخ داد و خطايى دامان او را گرفت برگردد و توبه كند و جبران نمايد .
تاثير تربيتى اين عقيده در انسانها كاملا روشن و غير قابل انكار است ، همانگونه كه اثر مخرب آن عقائد جاهلى نيز بر كسى پوشيده نيست .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 552
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٥٢