مىخوانيم : « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه » : « هر كس به قدر سنگينى ذرهاى كار خير كرده باشد آن را مىبيند ، و هر كس به اندازه سنگينى ذرهاى كار بد كرده باشد آن را خواهد ديد » ! « سپس در برابر عملش به او جزاى كافى داده مىشود » ( * ( ثُمَّ يُجْزاه الْجَزاءَ الأَوْفى ) * ) ( 1 ) .
منظور از « جزاء أوفى » جزائى است كه درست به اندازه عمل باشد ، البته اين منافات با تفضل الهى در مورد اعمال نيك به ده برابر ، يا صدها ، و هزاران برابر ندارد ، و اينكه بعضى از مفسران « جزاء اوفى » را به معنى پاداش بيشتر در مورد حسنات گرفتهاند صحيح به نظر نمىرسد زيرا اين آيه گناهان را نيز شامل مىشود ، بلكه گفتگوى اصلى آيه در مورد وزر و گناه است ( دقت كنيد ) .
نكتهها :
1 - سه اصل مهم اسلامى
در آيات فوق اشاره به سه اصل از اصول مسلم اسلامى آمده ، كه در كتب
هامش
( 1 ) نائب فاعل « يجزى » ضميرى است كه به « انسان » باز مىگردد ، و ضمير متصل به آن به « عمل » برمىگردد با حذف حرف جر ، و در تقدير چنين بوده : ثم يجزى الانسان بعمله ( او على عمله ) الجزاء الاوفى « زمخشرى » در « كشاف » مىگويد :
« ممكن است حرف جر در تقدير نباشد ، زيرا » يجزى العبد سعيه « گفته مىشود » ( ولى بايد توجه داشت كه معمولا « جزاه اللَّه على عمله » گفته مىشود ، « جزاه اللَّه عمله » نادر است ) و تعبير « الجزاء الاوفى » مىتواند مفعول ديگرى براى « يجزى » باشد يا مفعول مطلق .