* ( ( وَأَعْطى قَلِيلًا وَأَكْدى ) ) * ( 1 ) .
« آيا او علم غيب دارد ، و مىبيند كه ديگران مىتوانند گناهان او را به دوش گيرند ) ؟ ! ( * ( أَ عِنْدَه عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرى ) * ) .
چه كسى از قيامت آمده و براى آنها خبر آورده است كه افراد مىتوانند رشوه گيرند و گناه ديگران را بر گردن نهند ؟ ! يا چه كسى از سوى خدا آمده و به آنها خبر داده است كه خدا به اين معامله راضى است ؟ ! جز اين است كه اوهامى را به هم بافتهاند ، و براى فرار از زير بار مسئوليتها خود را در تار و پود اين اوهام گرفتار ساختهاند ؟ ! بعد از اين اعتراض شديد قرآن به بيان يك اصل كلى كه در ساير آئينهاى آسمانى نيز بوده است ، پرداخته ، چنين مىگويد : آيا كسى كه با اين وعدههاى خيالى دست از انفاق ( يا ايمان ) برداشته ، و مىخواهد خود را با پرداختن مختصر مالى از كيفر الهى رهايى بخشد ، « از آنچه در كتب موسى نازل گرديده با خبر نشده است » ؟ ! ( * ( أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِما فِي صُحُفِ مُوسى ) * ) .
« و همچنين آنچه در كتاب ابراهيم نازل شده ، همان ابراهيم كه وظيفه خود را به طور كامل ادا كرد » ( * ( وَإِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى ) * ) ( 2 ) .
همان پيامبر بزرگى كه به تمام عهد و پيمانهاى الهى وفا كرد ، حق رسالت او را ادا نمود ، و براى تبليغ آئين او از هيچ مشكل و تهديد و آزارى نهراسيد ،
هامش
( 1 ) « اكدى » در اصل از « كديه » ( بر وزن حجره ) به معنى سختى و صلابت زمين است ، سپس در مورد افراد ممسك و بخيل به كار رفته .
( 2 ) « وفى » از ماده « توفيه » به معنى بذل و اداى كامل است .