شيطان صفت است ، و قبول خرافات و موهومات نشانه انحراف و بى عقلى است .
روشن است واژه « ظن » ( گمان ) دو معنى متفاوت دارد : گاه به معنى گمانهاى بى پايه است كه طبق تعبيرات آيات قبل همرديف « هواى نفس و اوهام و خرافات » است ، منظور از اين كلمه در آيات مورد بحث همين معنى است .
معنى ديگر : گمانهايى است كه معقول و موجه است و غالبا مطابق واقع و مبناى كار عقلا در زندگى روزمره مىباشد ، مانند شهادت شهود در محكمه و دادگاه ، يا « قول اهل خبره » و يا « ظواهر الفاظ » و امثال آن كه اگر اين گونه گمانها را از زندگى بشر برداريم و تنها تكيه بر يقين قطعى كنيم نظام زندگى به كلى متلاشى مىشود .
بدون شك اين قسم از ظن داخل در اين آيات نيست ، و شواهد فراوانى در خود اين آيات بر اين معنى وجود دارد ، و به تعبير ديگر قسم دوم در حقيقت يك نوع علم عرفى است نه گمان ، بنا بر اين كسانى كه با اين آيه ( * ( إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً ) * ) و مانند آن براى نفى حجيت « ظن » به طور كلى استدلال كردهاند قابل قبول نيست .
اين نكته نيز قابل توجه است كه « ظن » در اصطلاح فقها و اصوليين به معنى اعتقاد راجح است ( اعتقادى كه يك طرف احتمال در نظر انسان ترجيح داشته باشد ) ولى در لغت مفهوم گسترده اى دارد كه حتى به « وهم » و احتمالات ضعيف نيز گفته مىشود ، و ظن بت پرستان از همين قبيل بود ، خرافه اى به صورت يك احتمال ضعيف در مغزشان ظاهر مىشد ، سپس هواى نفس به فعاليت برمىخاست و آن را تزيين مىكرد ، و احتمال ديگر را كه در مقابل آن قرار داشت و قويتر بود به دست فراموشى مىسپرد و تدريجا به صورت يك اعتقاد راسخ درمىآمد ، در حالى كه هيچ پايه اى نداشت .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 531
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٣١