تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
سپس براى اينكه روشن كند اين گروه اهل استدلال و منطق نيستند ، و حب دنيا و فراموش كردن ياد خدا آنها را در لجنزار اين موهومات و خرافات غوطه ور ساخته ، مىافزايد : « چون چنين است از كسانى كه از ياد ما اعراض كرده‌اند ، و جز زندگى مادى دنيا را نمىخواهند و نمىجويند ، روى بگردان » و به آنها اعتنا مكن كه شايسته سخن نيستند ! ( * ( فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا ) * ) . منظور از « ذكر خدا » به عقيده بعضى از مفسران قرآن است ، و گاه احتمال داده شده كه منظور دلائل منطقى و عقلى است كه انسان را به خدا مىرساند ، و نيز احتمال داده‌اند همان ياد خدا است كه نقطه مقابل غفلت است . ولى ظاهر اين است كه اين تعبير مفهوم گسترده اى دارد كه هر گونه توجه به خدا را چه از طريق قرآن ، و دليل عقل ، و چه از طريق سنت ، و ياد قيامت شامل مىگردد . ضمنا اين نكته نيز از آيه استفاده مىشود كه رابطه اى در ميان غفلت از ياد خدا ، و اقبال به ماديات ، و زرق و برق دنيا وجود دارد ، و قابل توجه اينكه در ميان اين دو تاثير متقابل است ، غفلت از ياد خدا انسان را به سوى دنياپرستى سوق مىدهد ، همانگونه كه دنياپرستى انسان را از ياد خدا غافل مىسازد ، و اين هر دو با هواپرستى همراه است ، و طبعا خرافاتى كه هماهنگ با آن باشد در نظر انسان جلوه مىكند و تدريجا تبديل به يك اعتقاد مىشود . شايد نياز به تذكر نداشته باشد كه امر به اعراض از اين گروه هرگز منافاتى با تبليغ رسالت كه وظيفه اصلى پيامبر ص است ندارد ، چرا كه تبليغ و انذار و بشارت مخصوص مواردى است كه حد اقل احتمال تاثير وجود داشته باشد ، آنجا كه يقين به عدم تاثير است نبايد نيروها را به هدر داد ، و بعد از اتمام حجت بايد اعراض كرد .