داستان حديبيه و آيات مورد بحث ، ظهور عينى همين معنى است ، و نشان مىدهد كه چگونه سوء ظن به پروردگار از صفات زشتى همچون بخل و حرص و ترس سرچشمه مىگيرد .
از آنجا كه اين موضعگيرىهاى غلط گاه از عدم ايمان سرچشمه مىگرفت در آيه بعد مىگويد : « كسى كه ايمان به خدا و پيامبرش نياورده سرنوشتش آتش دوزخ است چرا كه ما براى كافران آتش فروزان فراهم كردهايم » ( * ( وَمَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّه وَرَسُولِه فَإِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَعِيراً ) * ) ( 1 ) .
« سعير » به معنى « بر افروخته » است .
و سرانجام در آخرين آيه مورد بحث براى اثبات قدرت خداوند بر مجازات كافران و منافقان مىفرمايد : « مالكيت و حاكميت آسمانها و زمين از آن خدا است ، هر كس را بخواهد مىبخشد و هر كس را بخواهد مجازات مىكند ، و خداوند غفور و رحيم است » ( * ( وَلِلَّه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَكانَ اللَّه غَفُوراً رَحِيماً ) * ) .
جالب اينكه در اينجا مساله غفران و آمرزش را بر مساله عذاب مقدم مىدارد ، و در آخر آيه باز هم تاكيد بر غفران و رحمت الهى مىكند ، چرا كه هدف از تمام اين تهديدها و انذارها تربيت است ، و مساله تربيت ايجاب مىكند كه راه بازگشت به روى گنهكاران و حتى كافران باز باشد ، به خصوص اينكه سرچشمه بسيارى از اين موضعگيريهاى منفى ، جهل و ناآگاهى است ، و در برابر
هامش
( 1 ) طرز جمله بندى آيه ايجاب مىكند كه بفرمايد « انا اعتدنا لهم سعيرا » ولى مخصوصا ضمير را برداشته و بجاى آن اسم ظاهر يعنى « الكافرين » را قرار داده تا علت اين سرنوشت شوم را كه مساله كفر است بيان كند .