اين گونه افراد بايد اميد به آمرزش افزايش داده شود شايد به راه آيند .
نكته : توجيه گناه ، يك بيمارى عمومى است !
هر قدر گناه سنگين باشد به سنگينى توجيه گناه نيست ، چرا كه گنهكار معترف به گناه غالبا به سراغ توبه مىرود ، اما مصيبت زمانى شروع مىشود كه پاى توجيه گريها در ميان آيد كه نه تنها راه توبه را به روى انسان مىبندد ، بلكه او را در گناه راسختر و جرىتر مىسازد .
اين توجيه گرى گاه براى حفظ آبرو و جلوگيرى از رسوايى در برابر مردم است ، اما از آن بدتر زمانى است كه براى فريب و جدان صورت گيرد .
اين توجيه گرى مطلب تازه اى نيست ، و نمونههاى مختلف آن را در تمام طول تاريخ بشر مىتوان يافت ، كه چگونه جنايتكاران بزرگ تاريخ براى فريب خود يا ديگران دست به توجيهات مضحكى مىزدند كه هر انسانى را غرق تعجب مىكند .
قرآن مجيد كه درس بزرگ تربيت و انسانسازى است در اين باره بحثهاى فراوانى دارد كه نمونه اى از آن را در آيات فوق خوانديم .
بد نيست نمونههاى ديگر را براى تكميل اين بحث نيز مورد بررسى قرار دهيم :
1 - مشركان عرب براى توجيه شرك خود گاه متوسل به رسم نياكان مىشدند و مىگفتند : إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ « ما پدران خود را بر آئينى يافتيم و ما به آثار آنها اقتدار مىكنيم ! ( زخرف - 23 ) .
و گاه به نوعى جبر متوسل شده مىگفتند : لَوْ شاءَ اللَّه ما أَشْرَكْنا و لا