مشاهده كرد .
مساله شهود باطنى چنان كه قبلا نيز اشاره كرديم يك نوع درك و ديدى است كه نه شباهت با « ادراكات عقلى » دارد ، و نه با « ادراكات حسى » كه انسان از طريق حواس ظاهر آن را درك مىكند ، و از جهاتى مىتوان آن را شبيه علم انسان به وجود خود و افكار و تصورات خود دانست .
توضيح اينكه : ما به وجود خود يقين داريم ، افكار خود را درك مىكنيم ، از اراده و تصميم و تمايلات خود با خبريم ، ولى اين آگاهى نه از طريق استدلال براى ما حاصل شده ، و نه از طريق مشاهده ظاهرى ، بلكه اين يك نوع شهود باطنى براى ما است كه از اين طريق به وجود خود و روحيات خود واقفيم .
به همين دليل علمى كه از ناحيه شهود باطنى حاصل مىشود هيچگونه خطا در آن راه ندارد ، زيرا نه از طريق استدلال است كه خطايى در مقدمات آن حاصل شود ، و نه از طريق حس است كه خطايى از طريق حواس در آن راه يابد .
درست است كه ما نمىتوانيم حقيقت شهودى را كه پيامبر ص در آن شب تاريخى معراج نسبت به خداوند پيدا كرد دريابيم ولى مثالى گفتيم براى نزديك كردن راه مناسب است ، و روايات اسلامى نيز در مسير راهگشاى ماست .
نكتهها :
1 - معراج يك واقعيت مسلم است
در ميان دانشمندان اسلام در اصل مساله معراج سخنى نيست ، چه اينكه هم آيات قرآن در اينجا و در آغاز سوره اسراء بر آن گواهى مىدهد ، و هم روايات متواتر ، منتها بعضى كه به خاطر پيشداوريهايى نتوانستهاند اين را بپذيرند كه پيامبر ص با « جسم » و « روح » خود به آسمانها پرواز كرده ، آن را به « معراج