مىباشد ، آنها معتقد بودند كه هر نوع از انواع جهان اعم از انسان و انواع حيوانات و گياهان و غير آنها داراى مدبر و مربى خاصى است كه آن را رب - النوع آن مىناميدند ، و خدا را « رب الارباب » خطاب مىكردند ، اين عقيده شرك آميز از نظر اسلام مردود است ، و در آيات قرآن تدبير همه جهان از آن خدا معرفى شده و او را « رب العالمين » مىخوانيم .
اين واژه در اصل از « سطر » گرفته شده كه به معنى صفوف كلمات به هنگام نوشتن است ، و « مسيطر » به كسى مىگويند كه بر امرى تسلط داشته باشد و به آن خط دهد ، همانگونه كه نويسنده بر سطور كلام خويش تسلط دارد ( بايد توجه داشت كه اين كلمه هم با « صاد » و هم با « سين » نوشته مىشود ، و هر دو به يك معنى است هر چند رسم الخط مشهور قرآن با « صاد » مىباشد ) .
مسلم است نه منكران نبوت پيامبر ص و مشركان عصر جاهليت ، و نه غير آنها ، مدعى هيچيك از امور پنجگانه فوق نبودند ، لذا در آيه بعد به مرحله ديگرى پرداخته ، مىگويد : « آيا آنها مدعى هستند وحى بر آنها نازل مىشود يا نردبانى دارند كه با آن به آسمان صعود كنند و اسرار وحى را بدينوسيله مىشنوند » ؟ ! ( * ( أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيه ) * ) .
و از آنجا كه ممكن بود آنها مدعى آگاهى از اسرار آسمان شوند قرآن بلافاصله از آنها مطالبه دليل كرده ، مىگويد « هر كس كه از آنها چنين ادعايى دارد و مىگويد : اسرار الهى را از طريق صعود به آسمان مىشنوم دليل روشنى بر اين ادعا اقامه كند » ( * ( فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ ) * ) .
مسلما اگر چنين ادعايى داشتند از حدود حرف تجاوز نمىكرد و هرگز
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 456
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٥٦