* ( الْخالِقُونَ ) * ) ( 1 ) .
اين عبارت كوتاه و فشرده در حقيقت اشاره به « برهان معروف عليت » است كه در فلسفه و كلام براى اثبات وجود خداوند آمده است ، و آن اينكه عالمى كه در آن زندگى مىكنيم بدون شك حادث است ( زيرا دائما در حال تغيير است ، و آنچه در حال تغيير و دگرگونى است معرض حوادث است ، و چيزى كه معرض حوادث است محال است قديم و ازلى باشد ) .
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه اگر حادث است از پنج حال بيرون نيست :
1 - بدون علت به وجود آمده است .
2 - خود علت خويشتن است .
3 - معلولات جهان علت وجود آن هستند .
4 - اين جهان معلول علتى است كه آن هم به نوبه خود معلول علت ديگرى است و تا بى نهايت پيش مىرود .
5 - اين جهان مخلوق خداوند واجب الوجود است كه هستيش از درون ذات پاك او است .
باطل بودن چهار احتمال نخست معلوم است ، زيرا .
وجود معلول بدون علت محال است ، و گرنه هر چيز در هر شرائطى بايد به وجود آيد ، در حالى كه چنين نيست .
هامش
( 1 ) در تفسير اين آيه احتمالات ديگرى نيز داده شده است ، از جمله اينكه مفاد آيه چنين است : « آيا آنها بى هدف آفريده شدهاند ، و هيچگونه برنامه و مسئوليتى ندارند » ؟ - گرچه اين معنى را جمعى از مفسران برگزيدهاند ، ولى با توجه به جمله دوم ( * ( أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ ) * ) روشن مىشود كه منظور همان است كه در بالا گفته شد يعنى : « آيا آنها بدون علت آفريده شدهاند يا خود علت خويشتنند » ؟