دليلى بر اين مطلب نداشتند ( 1 ) .
سپس مىافزايد : آيا اين نسبت ناروا را كه به فرشتگان مىدهند و مىگويند آنها دختران خدا هستند قابل قبول است ؟ « آيا سهم خدا دختران ، و براى شما پسران است » ؟ ! ( * ( أَمْ لَه الْبَناتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ ) * ) .
اشاره به اينكه يكى از اعتقادات و افكار باطل آنها اين بود كه از دختران به شدت تنفر داشتند ، و اگر با خبر مىشدند كه همسرشان دخترى آورده چهره آنها از شدت اندوه و شرم سياه مىشد ، ولى با اين حال فرشتگان را دختران خدا مىخواندند ! اگر آنها با عالم بالا مربوطند و با اسرار وحى آشنا هستند آيا نمونه وحى آنها همين خرافات مضحك و اين عقائد ننگين و شرم آور است ؟
بديهى است دختر و پسر از نظر ارزش انسانى با هم تفاوتى ندارند ، و تعبير آيه فوق در حقيقت از قبيل استدلال به عقيده باطل طرف مخالف بر ضد خود او است .
قرآن در آيات متعددى روى نفى اين عقيده خرافى تكيه كرده و آنها را در اين زمينه به محاكمه مىكشد و رسوا مىسازد ( 2 ) .
هامش
( 1 ) « سلم » ( بر وزن خرم ) به معنى نردبان ، و گاه به معنى هر گونه وسيله است ، در اينكه آنها مدعى استماع چه چيزى بودند در ميان مفسران گفتگو است ، بعضى آن را به وحى تفسير كردهاند ، و بعضى ديگر نسبتهايى را كه به پيامبر ( ص ) مىدادند ، مانند شاعر و مجنون ، و يا شريكهايى كه براى خدا مىپنداشتند ، و بعضى به معنى نفى نبوت از پيامبر ( ص ) تفسير كردهاند ( جمع ميان اين معانى نيز بعيد نيست ، هر چند معنى اول از همه روشنتر است ) .
( 2 ) در اينكه چرا عرب جاهلى دختران را فرشتگان خدا مىدانست و در عين حال از فرزند دختر متنفر و بيزار بود ؟ و دلائل زنده اى كه قرآن بر ضد آنها اقامه مىكند بحثهاى بيشترى در جلد 11 صفحه 266 به بعد ( ذيل آيه 57 سوره نحل ) و در جلد 19 صفحه 170 به بعد ( ذيل آيه 149 سوره صافات ) داشتهايم .