تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
شما در انتظار اين باشيد كه با مرگ من بساط اسلام برچيده شود ، و من نيز به يارى پروردگار در اين انتظارم كه در حياتم آئين اسلام جهانگير گردد ، و بعد از من نيز به راه خود ادامه دهد و جهانى و جاودانى شود . آرى شما متكى به خيالات و پندارهايتان هستيد و من متكى به لطف خاص پروردگار . سپس آنها را مورد شديدترين سرزنشها قرار داده ، مىگويد : « آيا عقلهايشان آنان را به اين اعمال دستور مىدهد ؟ يا قومى طغيانگرند » ؟ ! ( * ( أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ ) * ) ( 1 ) . سران قريش در ميان قوم خود به عنوان « ذوى الاحلام » ( صاحبان عقول ) شناخته مىشدند ! قرآن مىگويد : اين كدام عقل است كه اين وحى آسمانى را كه نشانه‌هاى حقانيت از تمام محتوايش آشكار است شعر و كهانت مىشمرد ؟ و آورنده آن را كه سابقه اى بس طولانى در امانت و عقل دارد كاهن و مجنون و شاعر معرفى مىكند ؟ ! بنا بر اين بايد نتيجه گرفت كه اين گونه تهمتها و افترائات فرمان عقل آنها نيست ، بلكه سرچشمه همه آنها روح عصيان و طغيانگرى است كه بر اين افراد غالب است ، همين كه منافع نامشروع خود را در خطر مىبينند با عقل وداع
هامش
( 1 ) در اينكه « أم » در اينجا « استفهاميه » است يا « منقطعه » و به معنى « بل » مفسران هر يك احتمالى داده‌اند ، هر چند غالبا دومى را ترجيح مىدهند ، اما سياق آيات متناسب معنى اول است ، ولى بايد توجه داشت كه « أم » در اين گونه موارد حتما بايد بعد از همزه استفهام باشد ، و لذا فخر رازى براى آن تقديرى ذكر كرده و آن اين است « أ أنزل عليهم ذكر ام تامرهم احلامهم بهذا » ( آيا سخنى از ناحيه خدا بر آنها نازل شده يا عقولشان چنين امر مىكند ؟ ) اشاره به اينكه انسان يا بايد تابع دليل نقل باشد يا دليل عقل .