مىشود آن را احساس مىكند ، پيش از آنكه سخن از اسرار اعجاز آن گفته شود .
در عبارات اين قرآن نفوذ و سلطه خاصى احساس مىكند و چيزى ما وراء اين معانى در عقل انسان منعكس مىشود ، در لابلاى عباراتش عنصرى نهفته است كه به مجرد استماع ، در وجود انسان فرو مىريزد ، بعضى آن را آشكارتر ، و بعضى پنهانتر درك مىكنند ، ولى به هر حال اين سلطه و نفوذ وجود دارد ، نفوذ اسرارآميزى كه نمىتوان منشا آن را به خوبى مشخص ساخت .
اين كلمات و عبارات قرآن است كه چنين جذبه اى دارد ؟
يا سرى در عمق معانى آن نهفته است .
و يا بازتابهايى است كه از انوار آن مىدرخشد و يا همه اينهاست ؟
هر چه هست با ساير كلمات و مفاهيمى كه در قالب لغات ريخته مىشود متفاوت است .
اين سرى است كه در آيات قرآنى نهفته شده ، و هر كس در نخستين برخورد آن را درك مىكند ، و به دنبال آن به سراغ اسرار ديگرى مىآيد كه از طريق انديشه و تفكر در سراسر قرآن به دست مىآيد ( 1 ) .
براى توضيح بيشتر پيرامون اعجاز قرآن از دريچههاى مختلف ، به جلد اول تفسير نمونه ( ذيل آيه 23 سوره بقره ) مراجعه شود ، در آنجا بحث مشروحى در اين زمينه آمده است ، همچنين در جلد 12 ( ذيل آيه 88 سوره اسراء ) .
هامش
( 1 ) « فى ظلال القرآن » جلد 7 - صفحه 605 .