تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
در نخستين آيه مورد بحث به عنوان يك نتيجه گيرى از آيات گذشته مىفرمايد : « حال كه چنين است تذكر و يادآورى كن » ( فذكر ) . چرا كه دلهاى حقطلبان با شنيدن اين سخنان ، آماده تر مىشود ، و هنگام آن رسيده است كه سخنان حق را براى آنها بيان كنى . اين تعبير به خوبى نشان مىدهد كه هدف اصلى از ذكر آن همه نعمتها و مجازاتهاى اين دو گروه آماده ساختن زمينه روحى براى پذيرش حقايق تازه است ، و در حقيقت هر گوينده اى نيز براى تاثير سخن و نفوذ كلامش بايد از اين روش بهره گيرى كند . سپس به ذكر اتهامات و نسبتهاى ناروايى كه دشمنان لجوج و معاند به پيامبر ص مىدادند پرداخته ، مىفرمايد : « به لطف پروردگارت ، و به بركت نعمتهايش تو كاهن و مجنون نيستى » ! ( * ( فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَلا مَجْنُونٍ ) * ) . « كاهن » به كسى گفته مىشد كه خبر از اسرار غيبى مىداد و غالبا مدعى بود كه با جنيان ارتباط دارد و اخبار غيبى را از آنها مىگيرد ، مخصوصا در عصر جاهليت كاهنان بسيارى بودند ، از جمله دو كاهن معروف « شق » و « سطيح » آنها در حقيقت افراد هوشيارى بودند كه از هوش خود سوء استفاده كرده و با اين ادعاها سر مردم را گرم مىكردند ، كهانت در اسلام حرام و ممنوع است و اعتبارى به قول كاهنان نيست ، زيرا اسرار غيب مخصوص خدا است و سپس به هر كس از انبياء و امامان آنچه مصلحت بداند تعليم مىكند . به هر حال قريش براى پراكنده ساختن مردم از اطراف پيامبر اسلام ص اين تهمتها را به او مىبستند ، گاه كاهنش مىخواندند ، و گاه مجنون ، و عجب اينكه به تضاد اين دو وصف نيز واقف نبودند ، زيرا كاهنان افراد هوشيارى بودند ، بر خلاف مجنون ، و جمع اين دو افترا در آيه فوق شايد اشاره به همين پراكنده گويى آنها باشد .