مىگويند و سر به طغيان در مقابل فرمان حق برمىدارند .
« احلام » جمع « حلم » ( بر وزن نهم ) به معنى « عقل » است ، ولى به گفته « راغب » « حلم » در حقيقت به معنى « خويشتندارى به هنگام هيجان غضب » است كه يكى از نشانههاى عقل و درايت محسوب مىشود ( و با حلم ( بر وزن علم ) ريشه مشترك دارد ) .
اين واژه ( حلم ) گاه به معنى « خواب و رؤيا » نيز آمده است ، و در آيه مورد بحث نيز چنين تفسيرى بعيد نيست ، يعنى سخنان آنها گويى نتيجه خوابهاى پريشان است .
بار ديگر به يكى ديگر از تهمتهاى آنها كه در حقيقت چهارمين تهمت در اين سلسله اتهامات محسوب مىشود اشاره كرده ، مىافزايد : « آنها مىگويند :
او اين قرآن را به خدا افترا بسته ، ولى آنها ايمان ندارند « ( * ( أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَه بَلْ لا يُؤْمِنُونَ ) * ) .
« تقوله » از ماده « تقول » ( بر وزن تكلف ) به معنى سخنى است كه انسان نزد خود مىسازد بى آنكه واقعيتى داشته باشد ( 1 ) .
اين يكى ديگر از بهانههاى مشركان و كفار لجوج براى عدم تسليم در برابر قرآن مجيد ، و دعوت پيامبر ، بود كه مكرر در آيات قرآن به آن اشاره شده است .
ولى قرآن مجيد پاسخ دندانشكنى به آنها مىگويد : مىفرمايد « اگر راست مىگويند كه اين كلام بشر است ، و ساخته و پرداخته فكر انسان ، پس
هامش
( 1 ) در « مجمع البيان » مىخوانيم : التقول : تكلف القول و لا يقال ذلك الا فى الكذب .