است ( 1 ) .
جملههاى اخير در حقيقت اشاره به يك اصل مسلم قرآنى است كه شرط قبولى اعمال « ايمان » است ، مىگويد ، اگر شما ايمان قلبى به خدا و پيامبر ص داشته باشيد كه نشانه آن اطاعت از فرمان خدا و رسول او است ، اعمال شما ارزش مىيابد ، و خداوند حتى كوچكترين حسنات شما را مىپذيرد ، و پاداش مىدهد ، و حتى به بركت اين ايمان گناهان شما را مىبخشد كه او غفور و رحيم است .
و از آنجا كه دست يافتن بر اين امر باطنى يعنى ايمان كار آسانى نيست در آيه بعد به ذكر نشانههاى آن مىپردازد ، نشانه هايى كه به خوبى مؤمن را از مسلم ، و صادق را از كاذب ، و آنها را كه عاشقانه دعوت پيامبر ص را پذيرفتهاند ، از آنها كه براى حفظ جان و يا رسيدن به مال دنيا اظهار ايمان مىكنند جدا مىسازد ، مىفرمايد :
« مؤمنان واقعى تنها كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آوردهاند ، سپس هرگز شك و ريبى به خود راه نداده ، و با اموال و جانهاى خود در راه خدا به جهاد پرداختهاند » ( * ( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّه وَرَسُولِه ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَجاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّه ) * ) .
آرى نخستين نشانه ايمان عدم ترديد و دو دلى در مسير اسلام است ، نشانه دوم جهاد با اموال ، و نشانه سوم كه از همه برتر است جهاد با انفس ( جانها ) است .
به اين ترتيب اسلام به سراغ روشنترين نشانهها رفته است : ايستادگى
هامش
( 1 ) بنا بر اين فعل مزبور اجوف يائى است ، هر چند ماده « ولت » ( مثال واوى ) نيز به همين معنى آمده است .