شان نزول :
بسيارى از مفسران ، شان نزولى براى آيه ذكر كردهاند كه خلاصه اش چنين است :
جمعى از طايفه « بنى اسد » در يكى از سالهاى قحطى و خشكسالى وارد مدينه شدند ، و به اميد گرفتن كمكى از پيامبر ص شهادتين بر زبان جارى كردند ، و به پيامبر ص گفتند : « طوائف عرب بر مركبها سوار شدند و با تو پيكار كردند ، ولى ما با زن و فرزندان نزد تو آمديم ، و دست به جنگ نزديم ، و از اين طريق مىخواستند بر پيامبر ص منت بگذارند .
آيات فوق ، نازل شد ( و به آنها خاطر نشان كرد كه اسلام آنها ظاهرى است ، و ايمان در اعماق قلبشان نيست ! بعلاوه اگر هم ايمان آوردهاند نبايد منتى بر پيامبر ص بگذارند ، بلكه خدا بر آنها منت دارد كه هدايتشان كرده ) ( 1 ) .
ولى وجود اين شان نزول - مانند ساير موارد - هرگز مانع از عموميت مفهوم آيه نيست .
تفسير : فرق « اسلام » و « ايمان »
در آيه گذشته ، سخن از معيار ارزش انسانها يعنى « تقوى » در ميان بود ، و از آنجا كه « تقوى » ثمره شجره « ايمان » است ، آن هم ايمانى كه در اعماق جان نفوذ كند ، در آيات مورد بحث به بيان حقيقت « ايمان » پرداخته ، چنين
هامش
( 1 ) « تفسير الميزان » و « روح البيان » و « فى ظلال » ذيل آيات مورد بحث .