مىگويد :
« اعراب باديه نشين گفتند : ايمان آوردهايم ، به آنها بگو : شما ايمان نياوردهايد ، بگوئيد اسلام آوردهايم ، ولى هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است » ! ( * ( قالَتِ الأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ ) * ) .
طبق اين آيه تفاوت « اسلام » و « ايمان » ، در اين است كه « اسلام » شكل ظاهرى قانونى دارد ، و هر كس شهادتين را بر زبان جارى كند در سلك مسلمانان وارد مىشود ، و احكام اسلام بر او جارى مىگردد .
ولى ايمان يك امر واقعى و باطنى است و جايگاه آن قلب آدمى است ، نه زبان و ظاهر او .
« اسلام » ممكن است انگيزههاى مختلفى داشته باشد ، حتى انگيزههاى مادى و منافع شخصى ، ولى « ايمان » حتما از انگيزههاى معنوى ، از علم و آگاهى ، سرچشمه مىگيرد ، و همان است كه ميوه حيات بخش تقوى بر شاخسارش ظاهر مىشود .
اين همان چيزى است كه در عبارت گويايى از پيغمبر گرامى اسلام ص آمده است :
الاسلام علانية ، و الايمان فى القلب :
« اسلام امر آشكارى است ، ولى جاى ايمان دل است » ( 1 ) .
و در حديث ديگرى از امام صادق ع مىخوانيم :
الاسلام يحقن به الدم و تؤدى به الامانة ، و تستحل به الفروج ، و الثواب على الايمان :
با اسلام خون انسان محفوظ ، و اداى امانت او لازم ، و ازدواج با او حلال مىشود ، ولى ثواب بر ايمان است » ( 2 ) .
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 9 صفحه 138 .
( 2 ) « كافى » جلد 2 « باب ان الاسلام يحقن به الدم » حديث 1 و 2 .