پيامبر ص خاموش است و در محضرش سخن مىگويند ، در اينحالت نيز نبايد صدا را زياد بلند كنند .
جمع ميان اين معنى و معنى سابق نيز مانعى ندارد و با شان نزول آيه نيز سازگار است . و به هر حال ظاهر آيه بيشتر اين است كه دو مطلب متفاوت را بيان مىكند .
بديهى است اگر اين گونه اعمال به قصد توهين به مقام شامخ نبوت باشد موجب كفر است و بدون آن ايذاء و گناه .
در صورت اول علت حبط و نابودى اعمال روشن است ، زيرا كفر علت حبط ( از ميان رفتن ثواب عمل نيك ) مىشود .
و در صورت دوم نيز مانعى ندارد كه چنين عمل زشتى باعث نابودى ثواب بسيارى از اعمال گردد ، و ما سابقا در بحث « حبط » گفتهايم كه نابود شدن ثواب بعضى از اعمال به خاطر بعضى از گناهان خاص ، بى مانع است ، همانگونه كه نابود شدن اثر بعضى از گناهان به وسيله اعمال صالح نيز قطعى است ، و دلائل فراوانى در آيات قرآن يا روايات اسلامى بر اين معنى وجود دارد ، هر چند اين معنى به صورت يك قانون كلى در همه « حسنات » و « سيئات » ثابت نشده است ، اما در مورد بعضى از « حسنات » و « سيئات » مهم ، دلائلى نقلى وجود دارد و دليلى هم از عقل بر خلاف آن نيست ( 1 ) .
در روايتى آمده است : هنگامى كه آيه فوق نازل شد « ثابت بن قيس » ( خطيب پيامبر ص ) كه صداى رسايى داشت گفت : من بودم كه صدايم را از صداى پيامبر ص فراتر مىكردم ، و در برابر او بلند سخن مىگفتم ، اعمال من نابود شد ، و من اهل دوزخم !
هامش
( 1 ) شرح بيشتر پيرامون مساله « حبط » را در جلد دوم صفحه 70 ( ذيل آيه 217 سوره بقره ) مطالعه فرمائيد .