به آنها دادند آنها تحت تاثير مجموع اين مسائل واقع شدند و به نبوت پيامبر اعتراف كردند .
آيات مورد بحث ناظر به سر و صداى آنها در پشت خانه پيامبر ص است .
شان نزول ديگرى ذكر كردهاند كه هم مربوط به آيه اول ، و هم آيات بعد است ، و آن اينكه : در سال نهم هجرت كه « عام الوفود » بود ( سالى كه هيئتهاى گوناگونى از قبائل براى عرض اسلام يا عهد و قرار داد خدمت پيامبر ص آمدند ) هنگامى كه نمايندگان قبيله « بنى تميم » خدمت پيامبر ص رسيدند ابو بكر به پيامبر ص پيشنهاد كرد كه « قعقاع » ( يكى از اشراف قبيله ) امير آنها گردد ، و عمر پيشنهاد كرد ، « اقرع بن حابس » ( فرد ديگرى از آن قبيله ) امير شود ، در اينجا ابو بكر به عمر گفت : مىخواستى با من مخالفت كنى ؟
عمر گفت : من هرگز قصد مخالفت نداشتم ، در اين موقع سر و صداى هر دو در محضر پيامبر ص بلند شد ، آيات فوق نازل گشت ، يعنى نه در كارها بر پيامبر ص پيشى گيريد ، و نه در كنار خانه پيامبر ص سر و صدا راه بيندازيد ( 1 ) .
تفسير : آداب حضور پيامبر ( ص )
چنان كه در محتواى سوره اشاره كرديم در اين سوره يك رشته از مباحث مهم اخلاقى و دستورات انضباطى نازل شده كه آن را شايسته نام « سوره اخلاق » مىكند ، و در آيات مورد بحث كه در آغاز سوره قرار گرفته ، به دو قسمت از اين
هامش
( 1 ) « تفسير قرطبى » جلد 9 صفحه 6121 ، و تفسير فى ظلال القرآن جلد 7 صفحه 524 ، و سيره ابن هشام جلد 4 صفحه 206 به بعد ( با تفاوتهايى ) اين داستان را نقل كردهاند ( اين حديث در صحيح بخارى نيز آمده است - صحيح بخارى جزء 6 صفحه 172 در تفسير سوره حجرات ) .