در حالى كه آن آيه نيز متناسب تفسير اول است چنان كه در جلد سيزدهم تفسير نمونه ذيل همان آيه شرح دادهايم ( 1 ) .
رواياتى در ذيل اين آيه در منابع حديث وارد شده است كه در بحث نكات خواهد آمد .
سپس براى نفى بتپرستى و ابطال عقائد مشركين به دليل ديگرى پرداخته ، مىگويد : « از رسولانى كه قبل از تو فرستاديم بپرس ، آيا غير از خداوند رحمن ، معبودهايى براى پرستش آنها قرار داديم » ؟ ! ( * ( وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ) * ) .
اشاره به اينكه تمام انبياى الهى دعوت به توحيد كردهاند ، و همگى به طور قاطع بتپرستى را محكوم نمودهاند ، بنا بر اين پيامبر اسلام در مخالفتش با بتها كار بىسابقه اى انجام نداده ، بلكه سنت هميشگى انبيا را احيا نموده است ، اين بتپرستان و مشركانند كه بر خلاف مكتب تمام انبيا گام برمىدارند .
مطابق اين تفسير ، سؤال كننده هر چند پيامبر اسلام ص است ، ولى منظور تمام امت و حتى مخالفان او هستند .
و كسانى كه مورد سؤال واقع مىشوند پيروان انبياى پيشينند ، پيروان راستين و مورد اطمينان آنها ، و حتى افراد عادى آنها ، چرا كه از مجموعه سخنان آنها « خبر متواتر » به دست مىآيد كه بيانگر مكتب توحيدى انبياء است .
لازم به يادآورى است كه حتى منحرفان از اصل توحيد ( مانند مسيحيان
هامش
( 1 ) امر ديگرى كه ممكن است دليل بر تفسير مشهور بوده باشد كلمه « قوم » است كه در آيه فوق آمده ، زيرا قرآن مايه تذكر جهانيان است ، نه تنها قوم پيامبر ( ص ) و يا ملت اسلام ، ولى اين سخن نيز قابل جواب است چرا كه اين گروه قبل از ديگران از تذكرات قرآن بهره مند شدند و به همين دليل روى آنها تكيه شده است .