سوم است يعنى اين منافقان بيماردل را از كنايهها و نيشها و تعبيرات موذيانه و منافقانه شان مىتوان شناخت .
هر جا سخن از جهاد است آنها به نحوى در تضعيف اراده مردم مىكوشند ، هر جا سخن از حق و عدالت است آن را به سوى ديگرى منحرف مىسازند ، و آنجا كه از نيكان و پاكان و پيشگامان اسلام سخن به ميان مىآيد به نحوى مىكوشند آنها را لكه دار و كم اعتبار كنند .
لذا در حديث معروفى از « ابو سعيد خدرى » نقل شده است كه مىگويد :
لحن القول بغضهم على بن ابى طالب ، و كنا نعرف المنافقين على عهد رسول اللَّه ببغضهم على بن ابى طالب : « منظور از » لحن القول « بغض على بن ابى طالب ع است ، و ما منافقان را در عصر پيامبر ص از طريق عداوت با على ع مىشناختيم » ( 1 ) .
آرى اين يكى از نشانههاى بارز منافقان بود كه نسبت به اولين مؤمن از ميان مردان ، و نخستين پيشگام جانباز اسلام عداوت مىورزيدند .
اصولا ممكن نيست انسان چيزى را در دل داشته باشد و بتواند براى مدت طولانى آن را چنان مكتوم دارد كه حتى در كنايات و اشارات و لحن كلام او ظاهر نشود ، لذا در حديثى از امير مؤمنان على ع مىخوانيم :
ما اضمر احد شيئا
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ذيل آيات مورد بحث - ضمنا مضمون اين حديث را جمعى از بزرگان « اهل سنت » در كتابهاى خود نقل كردهاند از جمله « احمد » در كتاب « فضائل » و « ابن عبد البر » در « استيعاب » و « ذهبى » در « تاريخ اول الاسلام » و « ابن اثير » در « جامع الاصول » و « علامه گنجى » در « كفاية الطالب » و « محب الدين طبرى » در « رياض النضرة » و « سيوطى » در « در المنثور » و « آلوسى » در « روح المعانى » و گروه ديگرى در كتابهاى خود آوردهاند ، و نشان مىدهد يكى از روايات مسلمى است كه از پيغمبر گرامى اسلام نقل شده ( براى توضيح بيشتر به « احقاق الحق » جلد سوم صفحه 110 به بعد مراجعه فرمائيد ) .