به چاه نزديك نمىشوند « ( * ( وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ ) * ) ( 1 ) .
وضع اين دختران با عفت كه در گوشه اى ايستادهاند و كسى به داد آنها نمىرسد و يك مشت شبان گردن كلفت تنها در فكر گوسفندان خويشند ، و نوبت به ديگرى نمىدهند ، نظر موسى را جلب كرد ، نزديك آن دو آمد و « گفت كار شما چيست » ؟ ! ( * ( قالَ ما خَطْبُكُما ) * ) ( 2 ) .
چرا پيش نمىرويد و گوسفندان را سيراب نمىكنيد .
براى موسى اين تبعيض و ظلم و ستم ، اين بىعدالتى و عدم رعايت حق مظلومان كه در پيشانى شهر مدين به چشم مىخورد قابل تحمل نبود ، او مدافع مظلومان بود و به خاطر همين كار ، به كاخ فرعون و نعمتهايش پشت پا زده و از وطن آواره گشته بود ، او نمىتوانست راه و رسم خود را ترك گويد و در برابر بىعدالتيها سكوت كند .
دختران در پاسخ او « گفتند : ما گوسفندان خود را سيراب نمىكنيم تا چوپانان همگى حيوانات خود را آب دهند و خارج شوند » و ما از باقيمانده آب استفاده مىكنيم ( * ( قالَتا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ ) * ) ( 3 ) .
و براى اينكه اين سؤال براى موسى بىجواب نماند كه چرا پدر اين دختران عفيف آنها را به دنبال اين كار بفرستد ؟ افزودند : « پدر ما پير مرد مسنى است » پير مردى شكسته و سالخورده ، ( * ( وَأَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ ) * ) .
نه خود او قادر است گوسفندان را آب دهد و نه برادرى داريم كه اين مشكل
هامش
( 1 ) « تزودان » از ماده « زود » ( بر وزن زرد ) به معنى منع كردن و جلوگيرى نمودن است ، آنها مراقب بودند كه گوسفندانشان متفرق يا آميخته با گوسفندان ديگر نشود .
( 2 ) « خطب » به معنى كار و مقصود و منظور است .
( 3 ) « يصدر » از ماده « صدر » به معنى خارج شدن از آبگاه است ، و « رعاء » جمع « راعى » به معنى چوپان است .