را متحمل گردد ، و براى اينكه سربار مردم نباشيم چاره اى جز اين نيست كه اين كار را ما انجام دهيم .
موسى از شنيدن اين سخن سخت ناراحت شد ، چه بىانصاف مردمى هستند كه تمام در فكر خويشند و كمترين حمايتى از مظلوم نمىكنند ؟ ! جلو آمد دلو سنگين را گرفت و در چاه افكند ، دلوى كه مىگويند چندين نفر مىبايست آن را از چاه بيرون بكشند ، با قدرت بازوان نيرومندش يك تنه آن را از چاه بيرون آورد ، و « گوسفندان آن دو را سيراب كرد » ( * ( فَسَقى لَهُما ) * ) .
مىگويند : هنگامى كه نزديك آمد و جمعيت را كنار زد به آنها گفت شما چه مردمى هستيد كه به غير خودتان نمىانديشيد ؟ جمعيت كنار رفتند و دلو را به او دادند و گفتند « بسم اللَّه » ! اگر مىتوانى آب بكش ، چرا كه مىدانستند دلو به قدرى سنگين است كه تنها با نيروى ده نفر از چاه بيرون مىآيد ، آنها موسى را تنها گذاردند ولى موسى با اينكه خسته و گرسنه و ناراحت بود ، نيروى ايمان به ياريش آمد و بر قدرت جسميش افزود و با كشيدن يك دلو از چاه همه گوسفندان آن دو را سيراب كرد .
« سپس به سايه روى آورد و به درگاه خدا عرض كرد خدايا هر خير و نيكى بر من فرستى من به آن نيازمندم » ( * ( ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ ) * ) .
آرى او خسته و گرسنه بود ، او در آن شهر غريب و تنها بود و پناهگاهى نداشت ، اما در عين حال بيتابى نمىكند ، آن قدر مؤدب است كه حتى به هنگام دعا كردن صريحا نمىگويد خدايا چنين و چنان كن ، بلكه مىگويد : « هر خيرى كه بر من فرستى به آن نيازمندم » يعنى تنها احتياج و نياز خود را بازگو مىكند
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٧