معروف شد ، مىگويند نامش « حزقيل » بود و از خويشاوندان نزديك فرعون محسوب مىشد و آن چنان با آنها رابطه داشت كه در اين گونه جلسات شركت مىكرد .
او از وضع جنايات فرعون رنج مىبرد و در انتظار اين بود كه قيامى بر ضد او صورت گيرد ، و او به اين قيام الهى بپيوندد .
ظاهرا چشم اميد به موسى دوخته بود و در چهره او سيماى يك مرد الهى انقلابى را مشاهده مىكرد ، به همين دليل هنگامى كه احساس كرد او در خطر است با سرعت خود را به او رسانيد و موسى را از چنگال خطر نجات داد ، و بعدا خواهيم ديد كه نه تنها در اين ماجرا ، كه در ماجراهاى ديگر نيز تكيه گاهى براى موسى ع بود ، و ديده تيزبينى براى بنى اسرائيل در قصر فرعون محسوب مىشد .
موسى اين خبر را كاملا جدى گرفت ، به خيرخواهى اين مرد با ايمان ارج نهاد ، و به توصيه او « از شهر خارج شد در حالى كه ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه اى » ! ( * ( فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ ) * ) .
تمام قلب خود را متوجه پروردگار كرد و براى حل اين مشكل بزرگ دست به دامن لطف او زد و « گفت : پروردگار من مرا از اين قوم ظالم رهايى بخش » ( * ( قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) * ) .
من مىدانم آنها ظالم و بيرحمند ، و من به دفاع از مظلومان برخاستم و از ظالمان بيگانه بودم ، و همانگونه كه من به قدر توانايى شر ظالمان را از مظلومان كوتاه كردهام تو نيز اى خداى بزرگ شر ظالمان را از من دفع نما .
موسى تصميم گرفت كه به سوى سرزمين « مدين » كه شهرى در جنوب شام
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 52
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٢