ناگهان با صحنه تازه اى روبرو شد « و ديد همان بنى اسرائيلى كه ديروز از او يارى طلبيده بود فرياد مىكشد و از او كمك مىخواهد » ( و با قبطى ديگرى گلاويز شده است ) ( * ( فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَه بِالأَمْسِ يَسْتَصْرِخُه ) * ) ( 1 ) .
اما « موسى به او گفت : تو به وضوح ، انسان جاهل و گمراهى هستى » ! ( * ( قالَ لَه مُوسى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ ) * ) .
هر روز با كسى گلاويز مىشوى و دردسر مىآفرينى و دست به كارهايى مىزنى كه الان موقع آن نيست ، ما هنوز گرفتار پىآمدهاى برنامه ديروز توايم كه امروز نيز تجديد برنامه كردى ! .
ولى به هر حال مظلومى بود كه در چنگال ستمگرى گرفتار شده بود ( خواه در مقدمات تقصير كرده باشد يا نه ) مىبايست موسى به يارى او بشتابد و تنهايش نگذارد « اما هنگامى كه موسى خواست آن مرد قبطى را كه دشمن هر دو آنها بود با قدرت بگيرد و از بنى اسرائيلى دفاع كند ، فريادش بلند شد و گفت : اى موسى تو مىخواهى مرا بكشى همانگونه كه انسانى را ديروز كشتى » ؟ ! ( * ( فَلَمَّا أَنْ أَرادَ أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُما قالَ يا مُوسى أَ تُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْتَ نَفْساً بِالأَمْسِ ) * ) .
از قرار معلوم « تو مىخواهى فقط جبارى در روى زمين باشى ، و نمىخواهى
هامش
( 1 ) « يستصرخ » از ماده « استصراخ » به معنى يارى طلبيدن است ، ولى در اصل به معنى فرياد كشيدن و يا از ديگرى تقاضاى فرياد زدن مىباشد و اين امر معمولا ملازم با يارى طلبيدن است .