اين فاصلهها را بسيار زياد مىبينند ( 1 ) .
به هر حال هنگامى كه مجرمان خود را با واقعيات دردناك روز قيامت روبرو مىبينند در مقام عذر خواهى و توبه بر مىآيند ، ولى قرآن مىگويد : « در آن روز عذر خواهى ظالمان سودى ندارد و توبه آنان نيز پذيرفته نيست » ( * ( فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ) * ) ( 2 ) .
اين نكته قابل توجه است كه در بعضى از آيات قرآن تصريح شده كه اصلا به مجرمان اجازه عذرخواهى داده نمىشود لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ ( مرسلات - 36 ) اما در اينجا مىفرمايد : عذر خواهى آنها سودمند نيست ، و ظاهرش اين است عذر خواهى مىكنند اما اثرى ندارد .
البته تضادى در ميان اين آيات نيست ، زيرا قيامت مراحل مختلفى دارد در پاره اى از مراحل اصلا اجازه عذر خواهى و حرف زدن به آنها داده نمىشود و بر دهان آنها مهر مىگذارند ، تنها دست و پا و اعضاء و جوارح و زمينى كه گناه بر آن كردهاند بازگو كننده اعمالشان هستند ، ولى در پاره اى ديگر از مراحل زبانشان گشوده مىشود و به عذر خواهى مىپردازند ، اما چه سود ؟
يكى از اعذار آنها اين است كه گناهان خود را به گردن سردمداران كفر
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ذيل آيات مورد بحث .
( 2 ) « يستعتبون » از ماده « عتب » ( بر وزن حتم ) در اصل به معنى ناراحتى درونى است و هنگامى كه به باب افعال برده شود به معنى زائل كردن اين ناراحتى است ، در « لسان العرب » تصريح شده است كه معنى باب « استفعال » آن نيز همچون باب « افعال » به معنى از ميان بردن ناراحتى باطنى كسى است ، لذا اين تعبير در موارد استرضاء يعنى رضايت طلبيدن و توبه كردن نيز به كار مىرود ، و در آيه فوق به همين معنى آمده است ، يعنى در قيامت آنها توانايى بر توبه و جلب رضايت پروردگار ندارند .