كه به سرعت اعمال بندگان مورد حساب قرار مىگيرد زيرا خداوند سريع الحساب است ، و مىدانيم « ساعة » در لغت عرب به معنى جزء كمى از زمان است ( 1 ) .
گرچه در آيه فوق ، سخن از محل اين توقف به ميان نيامده است و لذا بعضى احتمال دادهاند كه اشاره به توقف در دنيا باشد كه در واقع لحظه زودگذرى بيش نيست ، ولى آيه بعد دليل روشنى است بر اينكه منظور همان توقف در جهان برزخ و عالم بعد از مرگ و قبل از رستاخيز است ، زيرا جمله * ( لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّه إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ ) * پايان اين دو را به قيامت منتهى مىكند و اين جز در مورد برزخ صحيح نيست ( دقت كنيد ) .
اين را نيز مىدانيم كه « برزخ » ، براى همه يكسان نمىباشد ، گروهى در عالم برزخ حيات آگاهانه اى دارند ، اما گروه ديگرى همچون افرادى هستند كه به خواب فرو مىروند و گويى در قيامت از خواب خود بيدار مىشوند و هزاران را ساعتى مىپندارند ! ( 2 ) .
در اينجا دو مطلب باقى مىماند نخست اينكه چگونه « مجرمان » ، چنين سوگند خلافى را ياد مىكنند ؟
پاسخ آن روشن است ، آنها به راستى چنين مىپندارند كه دوران برزخ ، دوران بسيار كوتاهى بوده است ، چرا كه حالتى شبيه خواب داشتهاند ، مگر اصحاب كهف كه افرادى مؤمن و صالح بودند ، بعد از بيدارى از خواب بسيار طولانى خود ، تصور نكردند كه يك روز يا بخشى از يك روز در خواب بودهاند ، و يا يكى از پيامبران الهى كه داستانش در سوره بقره آيه 259 آمده است بعد از آنكه از دنيا رفت و پس از يكصد سال مجددا به حيات بازگشت ، اظهار نداشت كه فاصله
هامش
( 1 ) در اين زمينه ، بحث مشروحترى ذيل آيه 14 همين سوره روم داشتيم .
( 2 ) در زمينه مباحث مربوط به « برزخ » در جلد چهاردهم ذيل آيه 100 سوره مؤمنون ، مشروحا بحث كردهايم و نكته فوق نيز به طور مشروح در آنجا آمده است .