در آيه بعد به عنوان تهديد به اين افراد كمظرفيت مشرك كه به هنگام نيل به نعمتها خدا را به دست فراموشى مىسپارند مىگويد : « بگذار نعمتهايى را كه ما به آنها دادهايم كفران كنند » و هر كار از دستشان ساخته است انجام دهند ( * ( لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ ) * ) .
« و تا مىتوانيد از اين نعمتهاى زودگذر دنيا بهره گيريد » ( * ( فَتَمَتَّعُوا ) * ) .
« اما به زودى نتيجه شوم اعمال خويش را خواهيد دانست » ( * ( فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ) * ) ( 1 ) .
گرچه مخاطب ، مشركانند ، ولى بعيد نيست آيه مفهوم وسيعى داشته باشد كه تمام كسانى را كه به هنگام رو آوردن نعمتها خدا را فراموش كرده و تنها به تمتع و بهره گيرى از اين نعم پرداخته ، و بخشنده نعمتها را از ياد مىبرند ، شامل گردد .
بديهى است به كار بردن صيغه امر در اينجا به عنوان تهديد است .
در آيه بعد براى محكوم ساختن اين گروه مشرك ، سخن را در قالب استفهام آميخته با توبيخ در آورده ، مىگويد : « آيا ما دليل محكمى بر آنها نازل كرديم دليلى كه از شرك آنها سخن مىگويد و خبر مىدهد » ؟ ! ( * ( أَمْ أَنْزَلْنا عَلَيْهِمْ سُلْطاناً فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِما كانُوا بِه يُشْرِكُونَ ) * ) .
« ام » در اينجا براى استفهام است ، و استفهام جنبه انكارى و توبيخ را دارد
هامش
( 1 ) لام در جمله ليكفروا لام امر است و اين امر به عنوان تهديد مىباشد و جمله تمتعوا نيز امر ديگرى است كه آن هم جنبه تهديد دارد ، هر چند اولى به صورت امر غائب و دومى به صورت امر حاضر است گويى در آغاز آنها را غائب فرض كرده و سپس براى شدت بخشيدن در تهديد ، آنها را مواجه قرار مىدهد و مخاطب مىسازد ولى بعضى از مفسران لام را لام عاقبت دانستهاند يعنى سرانجام كار آنها كفران به نعمتهاى الهى شد ، ولى معنى اول با ذيل آيه سازگارتر است .