تفسير :
نخستين آيه مورد بحث در حقيقت استدلال و تاكيدى است بر بحث گذشته در زمينه فطرى بودن توحيد و شكوفا شدن اين نور الهى در شدائد و سختيها .
مىفرمايد : « هنگامى كه مختصر ضررى به انسانها برسد پروردگارشان را مىخوانند ، و به سوى او انابه مىكنند » ( * ( وَإِذا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِيبِينَ إِلَيْه ) * ) .
ولى آن چنان كمظرفيت و كوتاه فكر و اسير تعصب و تقليد كوركورانه از نياكان مشرك خود هستند كه « به مجرد اينكه حوادث سخت بر طرف مىشود و نسيم آرامش مىوزد و خداوند رحمتى از سوى خودش به آنها مىچشاند گروهى از آنان نسبت به پروردگارشان مشرك مىشوند » ( * ( ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ مِنْه رَحْمَةً إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ ) * ) .
تعبير به * ( مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ ) * اشاره به مختصر ناراحتى است .
همانگونه كه تعبير * ( أَذاقَهُمْ مِنْه رَحْمَةً ) * ( رحمتى از سوى خود به آنها مىچشاند ) اشاره به رسيدن به مختصر نعمت است ، زيرا تعبير چشيدن در اين گونه موارد در امور كم و جزئى اطلاق مىشود مخصوصا با ذكر كلمه « ضر » و « رحمة » به صورت نكره .
يعنى گروهى چنانند كه با مختصر مشكلى به سراغ « اللَّه » مىروند و پردهها از روى فطرت توحيديشان به كنار مىرود ، اما با مختصر نعمتى به كلى تغيير مسير داده و مست و غافل مىشوند ، و همه چيز را به دست فراموشى مىسپارند .
البته در مورد اول به صورت كلى مىگويد همه مردم چنين هستند كه در مشكلات به ياد خدا مىافتند زيرا وجود فطرت توحيدى همگانى است .
اما در مورد دوم ، يعنى نعمت ، تنها از گروهى ياد مىكند كه راه شرك را