مردم و تعطيل موقت كار روزانه است ، ولى تفسير اول صحيحتر و دقيقتر به نظر مىرسد .
به هر حال موسى وارد شهر شد و در آنجا با صحنه اى روبرو گرديد « دو نفر مرد را ديد كه سخت با هم گلاويز شدهاند و مشغول زد و خورد هستند كه يكى از آنها از شيعيان و پيروان موسى بود و ديگرى از دشمنانش » ( * ( فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِيعَتِه وَهذا مِنْ عَدُوِّه ) * ) .
تعبير به « شيعته » نشان مىدهد كه از موسى از همان زمان ارتباطهايى با بنى اسرائيل برقرار كرده بود و گروهى پيرو داشت و احتمالا آنها را براى مبارزه با دستگاه جبار فرعون به عنوان يك هسته مركزى برگزيده بود .
هنگامى كه مرد بنى اسرائيلى چشمش به موسى افتاد « از موسى ( كه جوانى نيرومند و قوى پنجه بود ) در برابر دشمنش تقاضاى كمك كرد » ( * ( فَاسْتَغاثَه الَّذِي مِنْ شِيعَتِه عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّه ) * ) .
موسى ع به يارى او شتافت تا او را از چنگال اين دشمن ظالم ستمگر كه بعضى گفتهاند يكى از طباخان فرعون بود و مىخواست مرد بنى اسرائيلى را براى حمل هيزم به بيگارى كشد نجات دهد « در اينجا موسى مشتى محكم بر سينه مرد فرعونى زد اما همين يك مشت كار او را ساخت و بر زمين افتاد و مرد » ( * ( فَوَكَزَه مُوسى فَقَضى عَلَيْه ) * ) ( 1 ) .
بدون شك موسى قصد كشتن مرد فرعونى نداشت ، و از آيات بعد نيز به خوبى اين معنى روشن مىشود ، نه به خاطر اينكه آنها مستحق قتل نبودند ، بلكه به خاطر پىآمدهايى كه اين عمل ممكن بود براى موسى و بنى اسرائيل داشته باشد .
لذا بلافاصله موسى « گفت : اين از عمل شيطان بود ، چرا كه او دشمن
هامش
( 1 ) « وكزه » از ماده « وكز » ( بر وزن رمز ) به معنى مشت كوبيدن است ، معانى ديگرى نيز براى آن گفتهاند كه درست به نظر نمىرسد .