اصولا روح همه عبادات - چه نماز و چه غير آن - ذكر خدا است ، اقوال نماز ، افعال نماز ، مقدمات نماز ، تعقيبات نماز ، همه و همه در واقع ، ياد خدا را در دل انسان زنده مىكند .
قابل توجه اينكه در آيه 14 سوره طه اشاره به اين فلسفه اساسى نماز شده و خطاب به موسى مىگويد : أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي : « نماز را بر پا دار تا به ياد من باشى » .
ولى مفسران بزرگ براى جمله بالا تفسيرهاى ديگرى ذكر كردهاند كه در بعضى از روايات اسلامى نيز اشاراتى به آن تفسيرها شده ، از جمله اينكه :
منظور از جمله فوق اين است كه « ياد خدا از شما به وسيله رحمت » برتر از « ياد شما از او بوسيله طاعت » است ( 1 ) .
ديگر اينكه ذكر خدا از نماز برتر و بالاتر است چرا كه روح هر عبادتى ذكر خدا است .
اين تفسيرها كه بعضا در روايات اسلامى نيز آمده ، ممكن است اشاره به بطون آيه بوده باشد ، و گرنه ظاهر آن با معنى اول هماهنگتر است ، زيرا در اكثر مواردى كه ذكر اللَّه به كار رفته ، منظور ياد كردن مردم از خدا است ، و آيه فوق نيز همين معنى را تداعى مىكند ، ولى البته ياد كردن خدا از بندگان مىتواند به عنوان يك نتيجه مستقيم براى ياد بندگان از خدا بوده باشد ، و به اين ترتيب تضاد ميان دو معنى بر طرف مىشود .
در حديثى از « معاذ بن جبل » چنين آمده است : « هيچ يك از اعمال آدمى براى نجات او از عذاب الهى برتر از ذكر اللَّه نيست ، از او پرسيدند حتى جهاد در راه خدا ؟ گفت : آرى زيرا خداوند مىفرمايد : * ( وَلَذِكْرُ اللَّه أَكْبَرُ ) * » .
هامش
( 1 ) طبق اين تفسير « اللَّه » در اينجا « فاعل » مىباشد ، اما طبق تفسير گذشته « مفعول » براى فعل مذكور .