بندگان صالح او قرار گيرد ( تشهد و سلام ) .
همه اين امور موجى از معنويت در وجود او ايجاد مىكند ، موجى كه سد نيرومندى در برابر گناه محسوب مىشود .
اين عمل چند بار در شبانه روز تكرار مىگردد ، هنگامى كه صبح از خواب برمىخيزد در ياد او غرق مىشود .
در وسط روز هنگامى كه غرق زندگى مادى شده ناگهان صداى تكبير مؤذن را مىشنود ، برنامه خود را قطع كرده ، به درگاه او مىشتابد ، و حتى در پايان روز و آغاز شب پيش از آنكه به بستر استراحت رود با او راز و نياز مىكند و دل را مركز انوار او مىسازد .
از اين گذشته به هنگامى كه آماده مقدمات نماز مىشود خود را شستشو مىدهد پاك مىكند ، حرام و غصب را از خود دور مىسازد و به بارگاه دوست مىرود همه اين امور تاثير بازدارنده در برابر خط فحشاء و منكرات دارد .
منتها هر نمازى به همان اندازه كه از شرايط كمال و روح عبادت برخوردار است نهى از فحشاء و منكر مىكند ، گاه نهى كلى و جامع و گاه نهى جزئى و محدود .
ممكن نيست كسى نماز بخواند و هيچگونه اثرى در او نبخشد هر چند نمازش صورى باشد هر چند آلوده گناه باشد ، البته اين گونه نماز تاثيرش كم است ، اين گونه افراد اگر همان نماز را نمىخواندند از اين هم آلوده تر بودند .
روشنتر بگوئيم : نهى از فحشاء و منكر سلسله مراتب و درجات زيادى دارد و هر نمازى به نسبت رعايت شرايط داراى بعضى از اين درجات است .
از آنچه در بالا گفتيم روشن مىشود سرگردانى جمعى از مفسران در تفسير اين آيه و انتخاب تفسيرهاى نامناسب بى جهت است ، شايد آنها به همين دليل كه ديدهاند بعضى نماز مىخوانند و مرتكب گناه مىشوند و آيه را در معنى مطلقش بدون سلسله مراتب ديدهاند گرفتار شك و ترديد شدهاند ، و راههاى ديگرى را در
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 285
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٨٥