مىشوند ، و آيه مورد بحث ظاهرا از اين گونه منافقان سخن مىگويد ، و تصريح مىكند كه خدا از نيات آنها آگاه است .
در آيه بعد باز براى تاكيد بيشتر مىافزايد : « به طور قطع خداوند مؤمنان را مىشناسد ، و نيز به طور يقين خداوند منافقان را نيز مىشناسد » ( * ( وَلَيَعْلَمَنَّ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقِينَ ) * ) .
اگر ساده لوحانى فكر مىكنند مىتوانند با اخفاء حقائق از قلمرو علم خدا دور بمانند سخت در اشتباهند .
مجددا تكرار مىكنيم تعبير به « منافق » دليل بر اين نيست كه اين آيات در مدينه نازل شده است ، درست است كه مساله نفاق معمولا بعد از پيروزى يك جمعيت و به دست گرفتن حكومت پيدا مىشود كه مخالفان تغيير چهره داده و گروه زير زمينى تشكيل مىدهند ، ولى همانگونه كه گفتيم نفاق معنى وسيعى دارد و افراد ضعيف الايمانى را كه با مختصر فشارى تغيير عقيده مىدهند نيز شامل مىشود .
آيه بعد به يك نمونه از منطقهاى سست و پوچ مشركان كه هم اكنون نيز در ميان قشر وسيعى وجود دارد اشاره كرده ، مىگويد : « كافران به مؤمنان گفتند :
شما بيائيد از راه و آئين ما پيروى كنيد و اگر گناهى داشته باشد ما گناه شما را به دوش مىگيريم « ( * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنا وَلْنَحْمِلْ خَطاياكُمْ ) * ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) جمله « و لنحمل » فعل امر است و براى بعضى از مفسران ايرادى توليد كرده كه مگر مىشود انسان به خودش امر كند ؟ و سپس پاسخ گفته است كه اين امر در حكم قضيه شرطيه است يعنى « ان اتبعتمونا حملنا خطاياكم » ( تفسير فخر رازى ) ولى به عقيده ما هيچ مانعى ندارد كه انسان به خود امرى كند و آمر و مامور در اينجا يك شخص است اما به دو اعتبار ( دقت كنيد ) .