را در مورد پيامبر اسلام ص انجام داد ، بىايمان و مشرك جلوه دهند و كافر بميرانند ؟ ! چرا در باره ديگران كه نقشى در تاريخ اسلام نداشتند اين همه اصرار نيست ؟
اينجا است كه با خبر مىشويم مساله يك مساله عادى نيست ، سپس با كمى دقت به اينجا مىرسيم كه پشت سر اين بحثهاى تاريخى و روايى بازى سياسى خطرناكى از ناحيه رقبا و دشمنان على ع در جريان بوده ، آنها اصرار داشتند هر فضيلتى را از او سلب كنند و حتى پدر ايثارگر و فداكارش را مشرك قلمداد كنند و بىايمان از دنيا ببرند ! يقينا « بنى اميه » و هواخواهان آنها در عصر خود ، و حتى پيش از آنكه به حكومت برسند ، هر جا توانستند به اين فكر دامن زدند و كوشش داشتند از هر جا كه ممكن است شواهدى هر چند سست و بىپايه براى اثبات اين مدعا سر هم كنند .
ما قطع نظر از اين موج انحرافى سياسى كثيف و آلوده كه خود از جهاتى قابل دقت و مطالعه است ، مساله را به عنوان يك مساله صرفا تاريخى و تفسيرى بطور بسيار فشرده ( آن چنان كه وضع كتاب ايجاب مىكند ) مورد بررسى قرار مىدهيم تا روشن شود در پشت سر اين جنجالها هيچگونه مدرك معتبرى وجود ندارد ، بلكه شواهد زنده اى بر ضد آن در دست داريم :
1 - آيه مورد بحث ( * ( إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ ) * . . . ) چنان كه ديديم هيچگونه ارتباطى با ابو طالب ندارد و آيات قبل از آن به خوبى دلالت مىكند كه در باره گروهى از مؤمنان اهل كتاب در برابر مشركان مكه است .
جالب اينكه فخر رازى كه خود به اصطلاح اجماع مسلمين را بر نزول آيه در باره ابو طالب نقل كرده ، تصريح مىكند كه در ظاهر آيه كمترين دلالتى بر كفر
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٢١