جهان را به سوى آن مىآورند ، قدرت خود را به خوبى نشان داده است ، كسى كه چنين قدرتنمايى كرده و اينهمه « امنيت » و « نعمت » را در چنين سرزمينى قرار داده و با چشم خود آثار آن را مىبينيد و سالها از آن بهره گرفتهايد چگونه قادر نيست شما را در برابر هجوم مشتى اعراب بتپرست حفظ كند ؟ ! شما در حال كفر مشمول اين دو نعمت بزرگ الهى ، « امنيت » و « مواهب زندگى » بوديد چگونه ممكن است خداوند بعد از اسلام شما را از آن محروم سازد ، دل قوى داريد و ايمان بياوريد و محكم بايستيد كه خداى كعبه و مكه با شما است .
در اينجا اين سؤال مطرح است كه تاريخ نشان مىدهد حرم مكه براى مسلمانان آن قدر هم امن و امان نبود ، مگر گروهى از مسلمانان را در آنجا آزار و شكنجه ندادند ؟ مگر آن همه سنگ بر بدن پيامبر ص نزدند ؟ مگر بعضى از مسلمانان را در مكه نكشتند ؟ مگر گروهى با « جعفر » و بقيه با پيامبر اسلام ص سرانجام از آنجا به خاطر ناامنى هجرت نكردند ؟ ! در پاسخ مىگوئيم : اولا : با تمام اين امور باز مكه نسبت به بقيه نقاط امنيت بيشترى داشت ، و عرب براى آن احترام و قداستى قائل بود ، باز هم جناياتى را كه در نقاط ديگر مرتكب مىشدند نمىتوانستند در آنجا انجام دهند ، خلاصه حتى در عين ناامنى ، حرم مكه از امنيت نسبى قابل توجهى برخوردار بود ، مخصوصا اين امنيت از ناحيه اعراب بيرون مكه بيشتر رعايت مىشد .
ثانيا : درست است كه در آغاز اسلام مدت كوتاهى اين سرزمين امن الهى دستخوش پاره اى از ناامنىها شد ، ولى چيزى نگذشت كه به صورت كانونى بزرگ از امنيت پايدار و مركزى عظيم از انواع نعمتها درآمد ، بنا بر اين تحمل اين مشكلات زودگذر براى رسيدن به نعمتهاى بزرگ كار سخت و پيچيده اى نبود .
به هر حال بسيارند كسانى كه از ترس تزلزل منافع شخصيشان همچون حارث
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٩