احاديث را در كتابهاى خود از يكديگر گرفته و نقل كردهاند ، و كمكم براى خودشان اجماعى درست كردهاند اما كدام اجماع ؟ و كدام حديث معتبر ؟
4 - از همه اينها گذشته متن همين احاديث مجعول نشان مىدهد كه ابو طالب ايمان به حقانيت پيامبر ص داشته ، هر چند روى ملاحظاتى بر زبان جارى نمىكرده ، و مىدانيم ايمان به قلب است و زبان جنبه طريقت دارد ، در بعضى از احاديث اسلامى ، وضع ابو طالب به اصحاب كهف تشبيه شده است كه ايمان در دل داشتند هر چند به عللى قدرت اظهار آن را نداشتند ( 1 ) .
5 - مگر مىتوان در مساله اى به اين مهمى ، يك جانبه بحث كرد و تنها به روايت مرسله از ابو هريره و ابن عباس و مانند آن قناعت نمود ؟ چرا اجماع امامان اهل بيت ع و چرا اجماع علماى شيعه در اينجا مورد توجه قرار نمىگيرد ؟ ! با آنكه آنها به وضع خاندان پيامبر آشناترند .
ما امروز اشعار زيادى از ابو طالب در دست داريم كه ايمان او را به اسلام و رسالت محمد ص به عنوان پيامبر اسلام با وضوح تمام بيان مىكند ، اين اشعار را بسيارى از بزرگان و دانشمندان در كتابهايشان آوردهاند ، و ما نمونههاى گويايى از آن را در جلد پنجم تفسير نمونه صفحه 194 به بعد ( ذيل آيه 26 سوره انعام ) از منابع معروف اهل سنت نقل كرديم .
6 - از همه اينها گذشته تاريخ زندگى ابو طالب و فداكارى عظيم او نسبت به پيامبر ص و علاقه شديد پيامبر ص و مسلمانان نسبت به او تا آنجا كه سال مرگش را « عام الحزن » ( سال اندوه ) نام نهادند ، همه نشان مىدهد كه او به اسلام عشق مىورزيد و دفاعش از پيامبر ص به عنوان دفاع از يك خويشاوند نبود ، بلكه به صورت دفاع يك مؤمن مخلص و يك عاشق پاكباخته و سرباز فداكار از جان
هامش
( 1 ) « تفسير صافى » و « تفسير برهان » ذيل آيه مورد بحث .