توجه كند نه اصرار بر شرك از ناحيه گروهى از بتپرستان مكه بىدليل است ، و نه ايمان مخلصانه مردم حبشه يا نجران و امثال سلمانها و بحيراها .
هرگز از عدم ايمان گروه اول نگرانى به خود راه نده ، كه اين نور الهى به سراغ دلهاى آماده مىرود و در آنجا ورود مىكند و خيمه مىزند .
نظير اين مضمون در آيات قرآن فراوان است :
در آيه 272 بقره مىخوانيم : لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ وَلكِنَّ اللَّه يَهْدِي مَنْ يَشاءُ : « هدايت آنها بر تو نيست خدا هر كه را بخواهد هدايت مىكند » .
و در آيه 37 نحل مىخوانيم : إِنْ تَحْرِصْ عَلى هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّه لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ :
« اگر اصرار بر هدايت اين گروه داشته باشى مؤثر نيست ، چرا كه خدا كسى را كه گمراه كرده است هدايت نمىكند » .
و در آيه 43 يونس آمده است : أَ فَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كانُوا لا يُبْصِرُونَ :
« تو مىخواهى نابينايان را هدايت كنى هر چند چيزى را نمىبينند و حقيقتى را درك نمىكنند » ! و بالآخره در آيه 4 سوره ابراهيم به عنوان يك قانون كلى مىفرمايد :
فَيُضِلُّ اللَّه مَنْ يَشاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ : « خدا هر كس را بخواهد گمراه مىكند و هر كس را خدا بخواهد هدايت مىكند و او عزيز حكيم است » .
آخرين جمله آيه اخير به خوبى نشان مىدهد كه مشيت الهى در باره اين دو گروه بيحساب نيست بلكه بر طبق حكمت و برنامه لياقتها و تلاشها و كوششهاى افراد است ، تنها بر اين اساس است كه خدا توفيق هدايت را نصيب گروهى مىكند و يا از گروهى سلب مىنمايد .
در دومين آيه مورد بحث ، سخن از كسانى مىگويد كه در دل به حقانيت
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٧