دو قريهاى كه در آيه ذكر شده است منظور يكى از دو قريه است كه مكه و طائف است منظور از عظيم يعنى از نظر مقام و ثروت عظيم باشد مانند وليد ابن مغيره و عروة بن مسعود ثقفى .
أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ
بيضاوى ميگويد : از اين نسبت بجهل ميدهد و تعجب مىكند از تحكم مردم منظور از رحمت نبوت است
نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
يعنى مردم كه عاجز از تدبير معيشت خويش هستند در مسائل زندگى چنين مردمى چگونه مىتوانند در مسأله نبوت كه عالىترين مناصب انسانيت است تدبير نمايند
وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ
يعنى ما تفاوت در ميان آنها در رزق و ساير چيزها قرار داديم
لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
يعنى در احتياجات زندگى بعضى بعض ديگر را بگمارد تا بين آنها ارتباط و همگرائى بوجود آيد و نظام زندگى بهم نخورد نه از جهت اينكه ثروتمند موقعيتى در نزد خدا داشته و يا فقير و مستمند مورد توجه خدا نباشد .
آنها را اعتراضى در اين تغيير و تفاوت از نظر ثروت بر ما نيست چگونه اعتراض و اظهار نظر مىتوانند بكنند در چيزى كه مهمتر از مال و امور زندگى است
وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ
يعنى نبوت و مقامهاى تابع آن
خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ
بهتر است از زر و زيور دنيا و موقعيت و عظمت براى كسى است كه داراى آن مقام باشد نه ثروت بر هم انباشته كند .
توضيح : هر دو آيه صريح دلالت دارند كه رزق و مقامهاى دنيوى بسته بتقدير خداست در اين صورت مقامهاى معنوى و اخروى مانند نبوت و امامت كه از امتيازات مادى بسيار بالاتر است چگونه در اختيار مردم خواهد بود البته خداوند تعيين خواهد كرد و بمردم واگذار نمىنمايد و نيز وقتى انديشه مردم در تقسيم امتيازات مادى قاصر باشد قطعا از تعيين مقامى كه شانس رياست دين و دنيا باشد عاجزتر است اين مطلب از هر دو آيه كاملا آشكار است كه جاى شك و ترديدى نيست .