تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
تكبير معمول است ، بر اهل بدر نه تكبير و بيست تكبير گفته شده . پس از اينكه هبة اللَّه پدر خود آدم را دفن كرد قابيل پيش او آمده گفت پدرم آدم به تو مزيتى از نظر علم داده كه به من نداده آن مزيت همان بود كه برادرت هابيل خواند و قربانيش قبول شد من او را كشتم تا فرزندى نداشته باشد بر فرزندان من افتخار كنند كه ما فرزند كسى هستيم كه قربانيش قبول شد و شما فرزندان كسى هستيد كه قربانى او رد شد . اگر تو هم از علمى كه پدرت در اختيارت گذاشته اظهار كنى كشته خواهى شد مثل هابيل . از آن روز هبة اللَّه و فرزندانش پس از او علم و ايمان و اسم بزرگ و ميراث نبوت و آثار علم پيامبرى را پيوسته مخفى داشتند تا نوح مبعوث شد وصيت هبة اللَّه آشكار شد وقتى نگاه كردند به وصيت آدم ديدند بشارت ظهور نوح را به پيامبرى داده به او ايمان آورده تصديق نمودند و پيروى كردند . آدم بهبة اللَّه دستور داده بود كه اين وصيت نامه را در هر سال يك بار ملاحظه كنند و آن روز را عيد قرار دهند پيوسته سخن بعثت نوح و زمان ظهورش بود همچنين در وصيت هر پيامبرى اجرا مىشد تا خداوند حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم را مبعوث كرد . هشام بن حكم گفت : حضرت صادق عليه السّلام فرمود وقتى خدا بآدم دستور داد وصيت بهبة اللَّه كند امر كرد اين جريان را مخفى بدارد از آن ببعد قرار بر كتمان و پنهان داشتن شد . به او وصيت كرد و كتمان نمود