انتخابشان صحيح از كار در نيايد .
خصال : ص 149 - صباح مزنى از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه فرمود :
پيامبر را صد و بيست مرتبه بمعراج بردند در هر مرتبه خداوند سفارش مىكرد به پيامبر در مورد ولايت علي بن ابى طالب عليه السّلام و امامان بعد از او بيشتر از آنچه در باره واجبات سفارش مىكرد .
قرب الاسناد : على از برادر خود موسى عليه السّلام نقل كرد كه آن جناب يك سال قبل از اينكه گرفتار شود هر وقت بستگان و خويشاوندان اطرافش جمع ميشدند مىفرمود : خداوند سفارش نكرد و تأكيد ننموده در باره چيزى به اندازه تأكيدى كه در باره اقرار بامامت نموده و مردم چيزى را به اندازه امامت انكار ننمودهاند .
خصال : مفضل گفت : به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم چه شد كه امامت در فرزندان امام حسين عليه السّلام قرار گرفت و فرزندان امام حسن امام نشدند با اينكه هر دو پسر پيامبر و نواده او و سرور جوانان اهل بهشتند .
فرمود موسى و هارون هر دو پيامبر و رسول و برادر بودند خداوند نبوت را در نژاد هارون قرار داد نه موسى هيچ كس نمىتواند بگويد چرا چنين كرد امامت همان خلافت خدا است كسى نمىتواند بگويد چرا خداوند در فرزندان امام حسين قرار داد و بفرزندان امام حسن نداد زيرا در كار خود حكيم است از او نميتوان پرسيد چرا چنين كردى مردم مورد بازخواست قرار مىگيرند در كارهاى خود .
اكمال الدين : عمرو بن اشعث گفت از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم مىفرمود :
خيال مىكنيد اختيار تعيين امام بدست ما است هر كس را بخواهيم انتخاب مى - كنيم اين قراريست از پيامبر اكرم نفر به نفر تا منتهى شود به صاحب خود . « 1 » بصائر الدرجات : عمر بن ابان گفت حضرت صادق عليه السّلام نام ائمه را برد من از اسماعيل نام بردم فرمود نه به خدا اين اختيار بما داده نشده فقط خداوند تعيين مىكند
هامش
( 1 ) چند روايت پشت سرم در همين معنى با همين مضمون از بصائر نقل شده كه از ترجمه خوددارى شد .