تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
قربانى او را نپذيرفتند صلاح اينست كه او را بكشى تا داراى فرزندى نشود و بر فرزند تو فخر نمايند قابيل او را كشت وقتى پيش آمدم آمد از او جوياى هابيل شد گفت برويد بگرديد همان جائى را كه قربانى كرديم . وقتى آدم جستجو كرد هابيل را كشته يافت آدم گفت نفرين بر تو زمين كه خون هابيل را قبول كردى چهل شبانه روز بر او گريه كرد بعد از خدا خواست فرزندى به او عنايت كند . پسرى برايش متولد شد كه او را هبة اللَّه نام نهاد . زيرا خداوند او و خواهرش را بآدم بخشيد . از اينجا دنباله روايت مانند روايت قبل مربوط به وصيت آدم است تا اينكه ميگويد آدم بشارت ظهور نوح را بهبة اللَّه داده گفت خداوند پيامبرى را بنام نوح مبعوث مىنمايد و بين آدم و نوح ده پشت فاصله بود كه تمام آنها پيامبر بودند بهبة اللَّه گفت هر كدام از شما او را درك كرديد ايمان بياوريد و پيروى كنيد و تصديق نمائيد چون او موجب نجات از غرق مىشود . آدم مريض شد همان بيمارى كه بمرگ او منتهى گرديد . بهبة اللَّه گفت اگر جبرئيل يا ساير ملائكه را ديدى سلام مرا به او برسان و بگو پدرم از شما تقاضاى ميوه بهشت نموده . هبة اللَّه پيغام آدم را رساند جبرئيل به او گفت پدرت از دنيا رفت و ما براى نماز او آمده‌ايم بر گرد پيش او برو . وقتى هبة اللَّه آمد ديد آدم از دنيا رفته جبرئيل به او ياد داد چگونه آدم را غسل دهد ، غسل داد موقع نماز بجبرئيل گفت بر آدم نماز بخوان . جبرئيل در جواب او گفت خداوند ما را مأمور كرد پدرت آدم را سجده كنيم موقعى كه در بهشت نبود شايسته نيست براى ما كه امامت بر فرزندان او نمائيم ، هبة اللَّه پيش رفته بر پدر نماز خواند و جبرئيل پشت سر او ايستاد با ساير ملائكه سى تكبير گفت جبرئيل دستور داد بيست و پنج تكبير را بلند بگويد كه امروز در بين ما پنج
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 41 | العلامة المجلسي / موسى خسروى