جهت بود .
احتجاج : ص 259 - سعد بن عبد اللَّه قمى گفت از حضرت صاحب الزمان كه آن وقت در دامن پدر نشسته بود پرسيدم بچه دليل مردم نمىتوانند براى خود امام انتخاب كنند .
فرمود : امام خوب يا بد گفتم امام خوب و شايسته .
فرمود امكان دارد انتخابى كه مىكنند بجاى خوب بد از كار در آيد با اينكه هيچ كس اطلاع از دل ديگرى ندارد كه چه چيز بخاطرش مىگذرد فكر خوب يا فكر بد گفتم آرى ممكن است فرمود همين موجب نداشتن چنين اختياريست كه با دليلى براى تو توجيه كردم كه عقلت بپذيرد تصديق كردم .
فرمود بگو ببينم پيامبرانى كه خداوند آنها را برگزيده و كتاب آسمانى بر آنها نازل كرده و ايشان را به وحى ممتاز نموده و عصمت بخشيده چون برجسته - ترين افراد مردمند و از همه بهتر مىتوانند انتخاب نمايند اگر بايشان اختيار بدهند از جمله اين پيمبران موسى و عيسى نيز هستند . با كمال عقل و دانشى كه اين دو داشتند آيا ممكن است انتخاب آنها در مورد كسى كه خيال مىكردند مؤمن است منافق از كار در آيد .
گفتم : نه . فرمود همين موسى با كمال عقل و دانشى كه داشت و به او وحى ميشد از ميان قوم خود براى ميقات خدا هفتاد نفر را انتخاب كرد با اينكه يقين داشت مؤمن و مخلص هستند اين انتخاب بر خلاف تصور او بر منافقين قرار گرفت .
خداوند در اين آيه به همين مطلب اشاره مىكند :
وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا
. « 1 » وقتى انتخاب پيامبرى كه خدا او را برگزيده بر شخص فاسدى قرار گيرد با اينكه او خيال مىكرد صالح است مىفهميم اجازه انتخاب به كسى كه از راز دلها و افكار پنهان و آينده اشخاص خبر ندارد داده نشده بعد از اينكه پيامبران
هامش
( 1 ) اعراف آيه 155