زمينه ديده مىشود كه در يك جمع بندى مىتوان آن را در دو تفسير خلاصه كرد :
1 - گروهى آن را يك موجود جاندار و جنبنده غير عادى از غير جنس انسان با شكلى عجيب دانستهاند ، و براى آن عجائبى نقل كردهاند كه شبيه خارق عادات و معجزات انبياء است .
اين جنبنده در آخر زمان ظاهر مىشود ، و از كفر و ايمان سخن مىگويد و منافقين را رسوا مىسازد و بر آنها علامت مىنهد .
2 - جمعى ديگر به پيروى از روايات متعددى كه در اين زمينه وارد شده او را يك انسان مىدانند ، يك انسان فوق العاده ، يك انسان متحرك و جنبنده و فعال كه يكى از كارهاى اصليش جدا ساختن صفوف مسلمين از منافقين و علامتگذارى آنها است ، حتى از پاره اى از روايات استفاده مىشود كه عصاى موسى و خاتم سليمان با او است ، و مىدانيم عصاى موسى ، رمز قدرت و اعجاز ، و خاتم سليمان ، رمز حكومت و سلطه الهى است ، و به اين ترتيب او يك انسان قدرتمند و افشاگر است ! در حديثى از حذيفه از پيامبر ص در توصيف « دابة الارض » چنين آمده است
لا يدركها طالب و لا يفوتها هارب فتسم المؤمن بين عينيه ، و يكتب بين عينيه مؤمن و تسم الكافر بين عينيه و تكتب بين عينيه كافر ، و معها عصا موسى و خاتم سليمان :
« او به قدرى نيرومند است كه هيچكس به او نمىرسد و كسى از دست او نمىتواند فرار كند ، در پيشانى مؤمن علامت مىگذارد و مىنويسد مؤمن و در پيشانى كافر علامت ميگذارد و مىنويسد كافر ! با او عصاى موسى و انگشتر سليمان است ( 1 ) .
و در روايات متعددى بر شخص امير مؤمنان على ع تطبيق شده است :
در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق ع مىخوانيم : « مردى به عمار ياسر گفت آيه اى در قرآن است كه فكر مرا پريشان ساخته و مرا در شك انداخته
هامش
( 1 ) مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث .