گفتند ما را بر بسيارى از مؤمنان فضيلت بخشيده ، نه بر همه مؤمنان ؟ با اينكه آنها پيامبرانى بودند كه افضل مردم عصر خويش بودند .
اين تعبير ممكن است براى رعايت اصول ادب و تواضع باشد كه انسان در هيچ مقامى خود را برتر از همگان نداند .
و يا بخاطر اين است كه آنها به يك مقطع خاص زمانى نگاه نمىكردند ، بلكه كل زمانها را در نظر داشتند ، و مىدانيم پيامبرانى از آنها بزرگتر در طول تاريخ بشريت بودهاند .
در آيه بعد ، نخست اشاره به ارث بردن سليمان از پدرش داود كرده ، مىگويد :
« سليمان وارث داود شد » ( * ( وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ ) * ) .
در اينكه منظور از « ارث » در اينجا ارث چه چيز است ؟ در ميان مفسران گفتگو بسيار است .
بعضى آن را منحصر به ميراث علم و دانش دانستهاند ، چرا كه به پندار آنها پيامبران ارثى از اموال خود نمىگذارند .
بعضى ديگر منحصرا ميراث مال و حكومت را ذكر كردهاند ، چرا كه اين كلمه قبل از هر چيز آن مفهوم را به ذهن تداعى مىكند .
و بعضى علم سخن گفتن با پرندگان را ( منطق الطير ) .
ولى با توجه به اينكه آيه مطلق است و در جملههاى بعد هم سخن از علم به ميان آمده و هم از تمام مواهب ( * ( أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ ) * ) دليلى ندارد كه مفهوم آيه را محدود كنيم ، بنا بر اين سليمان وارث همه مواهب پدرش داود شد .
در رواياتى كه از منابع اهل بيت ع به ما رسيده نيز به اين آيه در برابر كسانى كه مىگفتند پيامبران ارثى نمىگذارند و به حديث « نحن معاشر الانبياء لا نورث » « ما پيامبران ارثى نمىگذاريم » ، تكيه مىكردند استدلال شده ، و دليل بر اين
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 417
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤١٧