تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
به قرينه آياتى كه از علم بافتن زره و مانند آن سخن مىگويد خصوص اين علم را مورد توجه قرار داده‌اند . ولى روشن است كه « علم » در اينجا معنى گسترده و وسيعى دارد كه علم توحيد و اعتقادات مذهبى و قوانين دينى ، و همچنين علم قضاوت ، و تمام علومى را كه براى تشكيل چنان حكومت وسيع و نيرومندى لازم بوده است در برمىگيرد ، زيرا تاسيس يك حكومت الهى بر اساس عدل و داد ، حكومتى آباد و آزاد ، بدون بهره گيرى از يك علم سرشار امكان پذير نيست ، و به اين ترتيب قرآن مقام علم را در جامعه انسانى و در تشكيل حكومت به عنوان نخستين سنگ زير بنا مشخص ساخته است . و به دنبال اين جمله از زبان داود و سليمان چنين نقل مىكند : « و آنها گفتند حمد و ستايش از آن خداوندى است كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمنش برترى بخشيد » ( * ( الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي فَضَّلَنا عَلى كَثِيرٍ مِنْ عِبادِه الْمُؤْمِنِينَ ) * ) . جالب اينكه بلافاصله بعد از بيان موهبت بزرگ « علم » سخن از « شكر » به ميان آمده ، تا روشن شود هر نعمتى را شكرى لازم است ، و حقيقت شكر آن است كه از آن نعمت در همان راهى كه براى آن آفريده شده است استفاده شود و اين دو پيامبر بزرگ از نعمت علمشان در نظام بخشيدن به يك حكومت الهى حد اكثر بهره را گرفتند . ضمنا آنها معيار برترى خود را بر ديگران در « علم » خلاصه كردند ، نه در قدرت و حكومت ، و شكر و سپاس را نيز در برابر علم شمردند نه بر مواهب ديگر چرا كه هر ارزشى است براى علم است و هر قدرتى است از علم سرچشمه مىگيرد . اين نكته نيز قابل توجه است كه آنها از حكومت بر يك ملت با ايمان شكر مىكنند چرا كه حكومت بر گروهى فاسد و بى ايمان افتخار نيست . در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اينكه چرا آنها در مقام شكرگزارى