تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
نامحدود دست به اعجاز مىزدند و هيچ شباهتى به ساحران نداشتند . جالب اينكه در آخرين آيه مورد بحث قرآن اضافه مىكند ، اين اتهامها به خاطر آن نبود كه راستى در شك و ترديد باشند ، بلكه آنها « معجزات را از روى ظلم و برترى جويى انكار كردند ، در حالى كه در دل به آن يقين و اطمينان داشتند » ( * ( وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوًّا ) * ) . و از اين تعبير به خوبى استفاده مىشود كه ايمان واقعيتى غير از علم و يقين دارد ، و ممكن است كفر از روى جحود و انكار در عين علم و آگاهى سر زند . و به تعبير ديگر حقيقت ايمان « تسليم در ظاهر و باطن » در برابر حق است ، بنا بر اين اگر انسان به چيزى يقين دارد اما در باطن يا ظاهر تسليم در مقابل آن نيست ايمان ندارد ، بلكه داراى كفر جحودى است ، و اين مطلبى است دامنه دار كه فعلا با همين اشاره از آن مىگذريم . لذا در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم كه ضمن برشمردن اقسام پنجگانه كفر يكى از اقسام آن را « كفر جحود » مىشمرد ، و يكى از شعبه‌هاى جحود را چنين بيان مىفرمايد : « هو ان يجحد الجاحد و هو يعلم انه حق قد استقر عنده » : « آن عبارت از چيزى است كه انسان آن را انكار كند در حالى كه مىداند حق است و نزد او ثابت است » سپس به آيه مورد بحث استشهاد مىكند ( 1 ) . قابل توجه اينكه قرآن انگيزه انكار فرعونيان را دو چيز مىشمرد : يكى « ظلم » و ديگرى « برترى جويى » . ممكن است ظلم اشاره به غصب حقوق ديگران باشد ، و برترى جويى اشاره به تفوقطلبى آنها نسبت به بنى اسرائيل ، يعنى آنها مىديدند اگر در برابر آيات
هامش
( 1 ) كافى جلد 2 باب وجوه الكفر صفحه 287 .