در پاسخ اين سؤال مىتوان گفت كه توأم بودن اين صدا با يك اعجاز روشن يعنى درخشيدن آتش از درون شاخه درخت سبز ، گواه زنده اى بود كه اين يك امر الهى است .
بعلاوه چنان كه در آيه بعد خواهيم ديد ، به دنبال اين ندا دستورى به موسى داده شد كه معجزه عصا و يد بيضاء را در برداشت ، و اين دو گواه صادق ديگر بر واقعيت اين ندا بود .
از همه اينها گذشته قاعدتا نداى الهى ويژگى و خصوصيتى دارد كه آن را از هر نداى ديگر ممتاز مىكند و به هنگامى كه انسان آن را مىشنود چنان در قلب و جانش اثر مىگذارد كه هيچگونه شك و ترديدى در اينكه اين ندا ، از سوى خداوند است باقى نمىماند .
از آنجا كه ماموريت رسالت آن هم در برابر ظالم و جبارى همچون فرعون نياز به قدرت و قوت ظاهرى و باطنى و سند حقانيت محكم دارد ، در اينجا به موسى ع دستور داده شد « عصايت را بيفكن » ( * ( وَأَلْقِ عَصاكَ ) * ) .
موسى عصاى خود را افكند ، ناگاه تبديل به مار عظيمى شد « هنگامى كه موسى نظر به آن افكند ، ديد با سرعت همچون مارهاى كوچك به هر سو مىدود و حركت مىكند ، ترسيد و به عقب برگشت و حتى پشت سر خود را نگاه نكرد » ( * ( فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَلَمْ يُعَقِّبْ ) * ) ( 1 ) .
اين احتمال نيز وجود دارد كه عصا در آغاز كار تبديل به مار كوچكى شد و در مراحل بعد تبديل به اژدهايى عظيم !
هامش
( 1 ) بعضى از مفسران معتقدند كه « جان » از همان « جن » به معنى موجود ناپيدا است ، زيرا مارهاى كوچك و باريك غالبا به صورت مخفيانه و ناپيدا در لابلاى علفها و شيارهاى باريك زمين حركت مىكنند و خود را مخفى مىدارند .